تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6175

مساهمون:

ص٦١٧٥

نامهء عدل الممالك

« قربانت شوم . اين‌كه جواب مرقومهء حضرت و الا قدرى به تأخير افتاد به واسطهء گرفتاريها بود كه امروز وقت پيدا كرده اين مختصر را عرض مىنمايد . انشاء اللّه اميدوارم وجود مبارك را ملالى حاصل نخواهد بود . الحمد للّه كار تنكابون هم تسويه شد و حضرت و الا راحت خواهيد شد . مطالبى را كه مرقوم فرموده بوديد با آقاى حكمران مذاكراه نموده اصلا اخلاق او يك‌جور غريبى است . اين قبيل مذاكرات بىفايده است . اگر فورى سوغات الموت مىفرستاديد اثرش خيلى زيادتر بود . اما تمام حرف است ، باطن ندارد . اين حرفها هم تمام براى همان سوغات است . العاقل يكفيه الاشاره . هنوز عادات قديم مرتفع نشده بلكه بدتر شده . بنده هم گير افتادم و مدارا مىكنم تا چه شود . چندى بود مريض‌دارى هم اضافه بر گرفتاريهاى ديگر شده بود . به حمد اللّه رفع شد . تازهء قابل عرض نيست . پاكتى را براى حضرت و الا از پست رسيده بود لفا تقديم داشت . همواره مژدهء سلامتى وجود مبارك را با ارجاع خدمات و فرمايشات منتظرم . باقى قربانت ، كامران فرق بين كاغذ ملا و غيرملا چقدر است . كاغذ جوف مال مهين السلطنهء خرقانى بود عودت دادم . بايد اشتباه نموده باشد . چون ساعد الدوله مشكل است بيايد كاغذى به وى نوشتم و درخواست نمودم كتابها را روانه كند . شرحى هم به حاج نظر على بنويسد اسناد مرا جدا نموده بدهد . عباس رفت تا چه جواب بدهد . شهباز شكار دو سالى آورده بود . كباب خوبى به‌جاى حكمران خورده شد ( كه دلش لك‌زده ) . شهباز شكارچى قابلى است ، تيرش خطا نمىرود .

مختصرى از مطالب جرايد - وضع مجلس

مباحثات و گله‌گذاريها و حملات به قرارداد در صورتى كه هنوز اعتبارنامه‌ها همگى نگذشته به شدت تمام شروع شده است و گمان مىكنم فرصت رسيدگى به كار ديگرى نباشد . نصرت الدوله با سليمان ميرزا چندين‌ساعت جواب و سؤال مىكنند . سليمان ميرزا هى مىگويد از آزادى نطق بايد استفاده كنم و در حقيقت يك تاريخى از سه مجلس قبل و حركت خودشان و حبس خودشان مىگويد . با قرارداد مخالفت مىكند ( درحالى كه قرارداد از بين رفته است ) . حتى مىگويد مستشارها در ماليه هم نبايد باشند و معتمد السلطنه معاون ماليه مىگويد نيستند . در بين صحبت مىگويد اگر آقايان وكلا