خسته شدند تنفس داده شود . سيد يعقوب مىگويد مىترسم شما نفس تازه كرده و چهارده ساعت حرف بزنيد . بالاخره در تنفس قرار مىدهند دنبالهء صحبت كوتاه شود .
اين است اعتراضات طباطبائى و سردار معظم مىماند . بعد مرحلهء عدل الملك و سلطان محمد خان نائينى مطرح مىشود . عدل الملك حاضر نيست و مدرس مىگويد او بازوى راست سيد ضياء و كابينهء سياه بود و به اين جهت وكالت او بايد رد شود . رأى مىگيرند و احدى قيام نمىكند رد مىشود .
دفاع سلطان محمد عامرى - حملهء تيمور تاش
اما سلطان محمد خان دفاع مىكند و خوب هم حرف مىزند ( در مدرسهء امريكائى تربيت شده جوان است . در اغلب جرايد مترجم و نويسنده بود . در كابينهء سياه اول رئيس كابينهء هيئت وزرا مىشود بعد كفيل ماليه ) . در ضمن صحبت مىگويد من در كفالت خود خيلى اصلاحات هم نمودهام . سردار معظم براى جواب بلند مىشود و مىگويد هركس در كابينهء سيد ضياء كه قيام برضد حكومت ملى بوده دخالت تام داشته ما او را به مجلس راه نمىدهيم و همه آنها را بايد محاكمه كنيم . اين هشت كرور كه در كابينهء سياه خرج شد از اصلاحات جنابعالى بود . اين حوالهجات در وجه حامل در زمان كفالت شما بود .
سلطان محمد خان درخواست كميسيون و تحقيق مىكند . مىگويند وكالت شما رد است براى درجهء تقصير خود و قيام برضد حكومت ملى . اگر كميسيون ميل داريد معين شود .
او مىگويد مرا مىكشيد بعد تحقيق مىكنيد كه قاتل بودم يا نبودم . گوش به حرفهاى او نمىدهند و اغلب ضديت مىكنند . رئيس رأى مىخواهد . مثل عدل الملك احدى قيام نمىكند . سلطان محمد خان مىگويد من افتخار به عضويت اين مجلس ندارم . همه وجدانكش هستيد و بيرون مىرود .
كابينهء سيد ضياء - قيام ضد حكومت ملى
به كلى وكلا كابينهء سيد ضياء را قيام برضد حكومت ملى مىدانند و بسيار بدگوئى مىكنند و جدا مىگويند بايد كاركنان آن « كابينهء سياه » محاكمه و تعقيب شوند ( كه دروغ مىگويند و نمىكنند . اگر تعقيب و مجازات بود كار مملكت اين قسم نمىشد ) .
مهاجرت و قرارداد
جرايد ديگر با اين معارضات وكلا نسبت به يكديگر تنقيد مىكنند . « ستارهء ايران » كه