تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6105

مساهمون:

ص٦١٠٥

وضع قزاق بهتر شده

نسبت به سابق وضع معيشت و ترتيب قزاق خيلى بهتر است . شام پلو ، روز آش يا آبگوشت با نان مىدهند . مواجب آنها هفته‌به‌هفته ، لباس و اسلحهء خوب ، مهمات و قورخانهء كامل دارند . اخلاق آنها هم نسبت به سابق بسيار نيكو شده . همه جوانهاى رشيد هستند . آترياد اردبيل اگرچه مشهور به شرارت و هرزگى است ليكن در اين دوره شرارتى ديده نشد و به اقرار خود صاحب‌منصبان قزاقخانه بهترين و رشيدترين و عملىترين قسمتهاى دويزين قزاق آترياد اردبيل است . هرمأموريت سخت مهمى باشد از اين آترياد مأمور مىشود . اما اگر رفتن صاحب‌منصبان انگليس و استعفاى سردار سپه راست بشود محققا اوضاع قزاقخانه هم هرج‌ومرج مىشود ، مثل ژاندارم و رفتن سوئديهاى فعال صحيح‌العمل و افتادن ژاندارم به دست گلرب دزد .

حكم كميتهء انقلاب سرخ ايران

از قرار معلوم امير اسعد به آن نقشه كه براى حفظ خود [ و ] براى قزاق مىكشيد نايل شد . زيرا دورور او را ژاندارم گرفته و به‌همين جهت از معلم كلايه به زواردشت رفت . اسحق مىگفت روزى را كه آنجا ديدن رفته بودم بعضى احكام تنكابون را از اشكور برايش آوردند . حكمى از « كميتهء انقلاب سرخ ايران » بود به مباشرين املاك سپهسالار و امير اسعد كه اين املاك ضبط كميته است . روغنها و محصول و نقدى را البته به فوريت به خرم‌آباد بياوريد .

كاوهء آهنگر با چكش

حكم ديگر از « اركان حرب » بود به خسرو وكيل [ كه ] به‌عجله تمام شصت‌نفر جوان رشيد تيرانداز برداشته بياوريد كه جزو نظام شوند . كاغذ علامت داشت و آن صورت كاوهء آهنگر بود با چكش به‌دست كه به سندان مىزند .

ماليات نگرفته‌ام

يك مطلب خنده‌دارى هم ميرزا اسحق مىگفت در باب خبر آمدن مسعود الملك به دوروان و خبر رسيدن به قارخان و سيد شفيع خان . گفت اينها منزل من بودند . كاغذى از مركز معلم كلايه رسيد كه قوام الاسلام پسر حاجى سيد حسين اطلاع مىدهد من به سمت شهر مىرفتم ، خبر دادند جمعيت راه قله و دوروان را گرفته مراجعت نمودم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6105 | قهرمان ميرزا عين السلطنه