تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6056

مساهمون:

ص٦٠٥٦
مثل آن‌كه طبل يا دمبك بزند متصل به روى چرم كمر مىزد . سلام كرده نزد خودش نشستم . در ايران هنوز مرسوم نيست سر ساعت كسى بيايد . لهذا عده‌اى [ از ] مدعوين حاضر نبودند و صحبت از خرابى دهات و محصول و قنوات بود . حكومت افسوس از بىحسى مردم مىخورد كه چرا با بودن مثل ايشان حاكمى چاره به اين دردهاى بىدرمان خود نمىكنند . مستشار كه سالها متصدى ماليات اينجا بوده و از تمام دهات و مزارع و آباديهاى اينجا به خوبى اطلاع و آگاهى دارد مىگفت در تمام بلوك معتبر دشتابى كه صدآبادى دارد چهار قنات داير است ، در بشاريات شش يا كمتر . تمام رعيت پراكنده ، قوهء خرج هم نيست . كسى را هم نداريم پول قرض بدهد . تمام اربابها هم براى نوكنى قنوات بهمديگر بخل مىكنند ، اين از اراضى خود نمىدهد براى آن‌كه ما فوق او از اراضى خود نداده . اين هم حال آن قنواتى است كه صاحبش مايه دارد يا مخارج تنقيه و نوكنى معتنابه نيست . حكومت دست‌به‌دست مىزد و مىگفت باز تقصير خودتان است ، مجلس كنيد مواد شكايات را بنويسيد درست كنم .

تملق صدر الاسلام

صدر الاسلام متملق مىگفت حقيقتا وجود مبارك حضرت اشرف فرج بعد از شدت هستند . درست بنگريد مريض از طبيب مأيوس بود به حمد اللّه اينك كه طبيب درد ما حاضر است اميدواريم مريض بهبودى حاصل كند . خداوند سايهء همچون حاكم غم‌خوار عزيزى را از سر ما كم نكند . خدايار خان ورمى كرد . بازمىگفت ايرانيها تا آن موقعى كه به هلاكت نزديك نشوند و مرگ را دو چشمى نبينند دنبال مداوا نمىروند . من اگر امروز مىخواهم با اتومبيل طهران بروم دو تا ميخ ناقابل را همراه خود ببرم در راه براى آن معطل نمىمانم و شايد همان دو تا ميخ مرا از مرگ نجات بدهد . درحالىكه اگر غفلت نموده و نبرده باشم هلاك مىشدم . سه ماه است از سال مىرود ، چندى است من اينجا هستم امروز مىشنوم حال دهات اين است . يك نفر در اين مدت به من رجوع نكرده . صدر الاسلام بازمىگفت شهد اللّه فرمايشات حضرت اشرف را بايد با آب طلا نوشت . بله همه تقصير با خودمان است . واقعا آقاى مستشار غفلت نمىكنيم ، تقصير نداريم كه از همچو وجودى استفاده نمىنمائيم .