تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6019

مساهمون:

ص٦٠١٩
دمكراسى بود ، خودش هم قديمى دمكرات . من نمىدانم حزب دموكرات چرا از او بد مىگويد و تنفر دارد . شايد براى اين است كه آنها دمكرات نمىباشند ( اسم بىمسمى است ) و يكى هم دست‌وپاى آنها و مسند آنها را هم برچيده بود و ديگر نمىتوانستند حكومت معلوم كنند ، وزراء تعيين كنند ، به هركارى دخالتهاى نامشروع حزبى كنند كه ايران خراب اين حزب شد ، چنانچه عثمانى خراب « ژن ترك » .

باز حشرات الارض - تبليغات بلشويكى

باز تابستان شد موقع جنبش حشرات الارض و بايد شب‌وروز به واسطهء خبرهاى موحش آسايش نداشت . سه هزار مىگويند روس وارد رشت شده با توپهاى بسيار بزرگ . البته اين اخبار طهران و هراغتشاشى بشود كمك حضرات است و استفاده‌هاى كلى مىكنند ، خصوصا اگر صاحب‌منصبان انگليسى و كمكهاى انگليس مقطوع شود . سفير روس هم در طهران مشغول انتريگ است و به اين آتش دامان مىزند . از هرراه هم كه به اسم اجزاء سفارت روس وارد مىشود . مخصوصا خواندم از استرآباد بيست و پنج نفر زن‌ومرد با 148 بار به سمت طهران حركت كردند . اين‌همه اجزاء ، اين‌همه بار ، اين همه پول جز آن‌كه پروپاگاند و تحريكات بولشويكى شود چيزى ديگرى نيست . گداى ايران هم كه اندازه ندارد . همه منتظرند پولى بگيرند و به خيال انتفاعى انقلاب كنند . يك نوع پروپاگاندش اين است پارك سفارت را نزهتگاه و تفرجگاه عمومى كرده . مردم دسته دسته به عنوان تفرج و باطنا براى كارهاى ديگر عصر آنجا مىروند . اصلا راه دادن اينها به ايران غلط بود . به مفاد معاهدهء خود هم كه عمل نكردند .

يهودى بهائى

امشب خانهء آقاى رفعت السلطان مفتش ماليهء جديد را ديدم . معلوم شد هنوز ميرزا مهدى تحويلدار و عزيز اللّه خان محاسب كل از محبس خلاص نشده‌اند . من پرسيدم چه مبلغ بايد بدهند . گفت خيلى . فقط يك قلم دوازده هزار تومان از نقدى صندوق ماليه اينها سرقت نموده‌اند كه شايد چيز مختصرى هم به سايرين بذل‌وبخشش نموده باشند . مىگفت عزيز اللّه خان بيشتر سرقت نموده پول هم دارد . اما تحويلدار على الظاهر همه را تمام كرده و ندارد . عزيز اللّه خان يهودى همدان است . مىگفتند بهائى شده ، ظاهرا مسلمان مىگفت شده‌ام . اما يهوديها براى فرار از مذهب سخت كليم و اينكه پشت‌وپناه و كاركنها داشته باشند اغلب از دروغ بهائى مىشوند و آن بهائيهاى ساده‌لوح در هراداره در هرتجارتخانه ممكن شود دست آنها را بند مىكنند كه مذهب آنها توسعه پيدا كند و