تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6021

مساهمون:

ص٦٠٢١
خرج كردند . در اين مدت هم آب هرز رفت و جفت كار نكرد . باز بتوانند توقف كنند يا مأمور تمكين نكند و مجددا مراجعت نمايند . صحبت و آرزوى تقسيم اراضى در چنين مملكتى خالى از مزه نيست .

عوايد امير انتصار از سربازگيرى

امير انتصار براى گرفتن سرباز داوطلب شهرى براى الموت نفرى شصت تومان ، بيست و سه سرباز ، يكهزار و سيصد و هشتاد تومان پول گرفت و در شهر نفرى پانزده الى بيست تومان سرباز داوطلب گرفت تتمه را خورد ، سواى يك مبلغ مختصرى كه اگر صد تومان بشود به بعضيها پس داد . از رودبار خصوصا از دهات سپهسالار كه تا آن‌وقت سپردهء خودش بود خيلى زيادتر گرفت . رويهمرفته به اين آدم گرسنهء بىپول در اين سربازگيرى تصور مىكنم سه چهار هزار تومان عايد شد و هيچ‌كس هم نفهميد . شيخ على خان سرتيپ قزاقخانه مأمور اين كار بود . آن احمق را لولو كرد ، در همان اطاق كماندانى نشاند و خودش در خارج مشغول فايده شد . هيچ آن احمق نفهميد كه حكايت از چه قرار است . من هم كه با الموتى صفا نيستم به من هم رجوع نكردند .

توقيف املاك سپهسالار - بدهى مالياتى او

املاك سپهسالار ، چند روز قبل از سقوط كابينه حكم توقيفش آمد . ادارهء ماليه تمام كدخداها را به شهر خواست و التزام گرفت كسان و مستأجرين سپهسالار را دخالت ندهند . هنوز هم حكم عدم توقيف نيامده است . رفعت السلطان از قول عميد الملك مىگفت كه درصورتىكه غلهء دهات او را در ده تومان و هفت تومان مسعر نمودند چهار كرور و چهارصد و هفتاد هزار تومان باقى ماليات چندين‌سالهء سپهسالار بود .

براى رفع بيكارى

جمعه سيم شهر شوال المكرم - دندان من پيله كرده از حدت آن تب كردم . بيكارى و روزهاى بلند صدمه مىزند . باز رمضان يك مشغولياتى از قبيل رفتن مسجد و نشستن پاى موعظه را داشتيم بد نبود . من حاضر شده‌ام مجانى خدمت كنم و محلى نيست . اگر در اين شهرها مؤسسات مليه بود حكما داخل آنها شده و كار مىكردم . افسوس هيچ مؤسسه خيريه يا غير آن وجود ندارد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6021 | قهرمان ميرزا عين السلطنه