تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6016

مساهمون:

ص٦٠١٦
نعمت منعم چراست دريادريا * زحمت مفلس چراست كشتىكشتى
الى آخر بالنسبه به خدا مگر ما شمشير دو دمه زديم كه على و جعفر نزد . بارى به جان عزيزت كه آوردن بار به طهران گمان است بالمره دروغ باشد . مرا نمىشناخت خانهء شاهزاده را يا سركار افخم الدوله را يا كس ديگر از شاهزاده‌ها كه اين مرد مىشناخت تحويل مىداد ، هركس هم كه اين‌بار را تحويل مىگرفت به قدر پول حماليش يقين مىارزيد . هزار قدم را آدم مىگذارد بيست و پنج فرسخ بار را عود مىدهد . خيلى آدم خر . . . مىخواهد كه باور كند . حاليه مستدعيم كه به همان ادارهء بهمن حمل فرمائيد بهتر است . بارنامه و قيمت اشيائى كه خريدارى فرموده‌ايد و وجه كرايه را مرقوم فرمائيد تقديم شود . پتو تا ده عدد خوب‌وبد براى خودم لازم است . هوا هم تازه دو روز است كه مىخواهد گرم شود موقع فروش پتوست . اگر لله آقا غيرت كند مىتواند خوب او را پيدا كند . نقشهء عمارت به چشم . انشاء اللّه بعد تقديم مىشود . اميدوارم كه پسند شود . اما مىدانيد هرنقشه يك مخارجى را لازم دارد . مرقوم نشده بود كه حضرت شريكه به چه‌اندازه مىتوانيد خرج كنيد . علىاىحال بنده طرحى مىكشم به مأخذ سه هزار تومان . اگر همت و الا بيشتر بيشتر شود . » مرددم باز فريبش بدهم يا چادر كوفتى او را بفرستم و ختم شود .

فوت امير الدوله

در روزنامه ديدم پدرزنش حاج امير الدوله كه مدتها بود مريض بود مرحوم شده است خدا رحمتش كند شخص باخداى خوبى بود . اما لئامت را به آخر درجه رسانيده بود . افسوس كه زردشتيها و تجار ديگر همه پولش را خوردند .

رياست خالصه‌جات

آقاى عماد السلطنه مرقوم داشته بودند روزهاى آخر مدير الملك رياست خالصه‌جات را به من داد . نمىدانم كابينهء جديد ابقا مىكند يا نه هنوز هم كابينه معرفى نشده است .

وضع محصول

شب سه‌شنبه سلخ رمضان ، هفدهم برج جوزا - سه روز است هوا فى الجمله گرم شده . محصول امسال هيچ نيست . بيشتر دهات را رعيت و ارباب دست برداشته . هرجا هم