آقا شيخ حسين اينجا از در شرع درآمد . گفت آقا شرع مقدس به ما امر كرده ، حكم كرده هربلائى هرظلمى ستمى به شما وارد مىشود بشود نبايد كفار به شما حاكم و فرمانروا باشند . ما تابع شرع هستيم و جز اين نبايد بگوئيم ، آنچه به سر ما بيايد بايد صبر كنيم . سيد فصلبهفصل فرياد مىكرد تدين اسلامى را كنار بگذار به خدا قسم نه قسمت از هنديها شبها توى كوچه مىخوابند و خانه ندارند . من آرام مىگفتم چنين نيست . باز سيد فرياد كرد سالى صد هزار نفر از قحطى در هند تلف مىشوند . من آرام گفتم قحطى بلاى خدائى است بيشتر هم شايد بشوند ، الان در چين هم قحطى است يك كرور تلف شدند . باز آقا شيخ حسين از شرع مىگفت . مدرس مىخواست از راه سياست ثابت كند و هندوستان را مثل بزند . نصير السلطنه هيچ نمىگفت .
بالاخره شيخ حسين گفت من شنيدهام در هندوستان اتباع انگليس در محاكمه و حقوق برترى بر هنديها دارند . اين خودش ظلم است . گفتم آقا هندوستان جزو مملكت انگليس است چه ربط به مملكت ما دارد كه معلم يا سرمايه از انگليس يا جاى ديگر بيارند . قانون ما قانون هند نيست ، مملكت ما جزو بريتانيا [ نيست ] ، چرا سهو مىكنيد ، چرا اشكالتراشى مىكنيد . مدرس نهيب به آقا شيخ حسين مىآمد كه شرع را كنار بگذار ، شرع را كنار بگذار . بگذار من مدلل كنم . من گفتم آقا چهچيز را مدلل كنى . من نمىخواهم انگليسى بشوم . من مىگويم اگر قائمبهذات نمىباشيد يك فكرى براى اين مردم بكنيد كه دو ماه پيش سيصد نفر را به عنوان مقصرى نگيرند ، امروز به عنوان بىگناهى همهء آنها را مرخص كنند . مىشود گفت همهء شماها گناهكار بوديد يا همه بىگناه .
آقاى مدرس پك به قليان مىزد و داد به ما . بالاخره ديدم از منوچهر خان ديوانهتر است سكوت كردم و گفتم انشاء اللّه درست مىشود . باز آقا ساكت نشد . گفت باغ امجد زردآلوى خوب ، انار خوب لازم دارد . من از او ديوانهتر بودم كه باز جواب دادم بله آقا زردآلوى خوب ، انار خوب ، باغبان خوب ، پيوندزن خوب ، سركار خوب ، كود خوب ، آب خوب لازم دارد و الا هزار سال بگذرد باغ امجد نه زردآلوى خوب مىدهد نه انار خوب . طبيعت بهخودىخود زردآلو عمل نمىآورد ، بلكه علف هرزه و خار و ورك عمل خواهد آورد .
حرفهاى مدرس تمام سطحى بود و براى اثبات آن فقط ادلهاى كه اظهار مىنمود قسم بود . مثلا مىگفت در بينالنهرين نان يك من هشت قران شده ، يا ظلمى را كه در اين مدت قليل انگليس كرده تمام مدت طولانى عثمانى نكرده چهوچه - كه اين طهران برود باز از همين مقوله صحبتها خواهد كرد بعلاوهء صحبتهاى توقف قزوين و مظالم سيد ضياء و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6009
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٦٠٠٩