تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5808

مساهمون:

ص٥٨٠٨
حكومت نظامى داير و از طرف ديگر دستجات طرفدار محيط و عمال هرج‌ومرج به عادت ديرينه مشغول جلسات و طرح نقشه‌جات در ادامهء حالت حاضره بوده و بالعكس ساير دستجات هم بدون ملاحظه از حكومت و مخصوصا در سايهء تحريك و تعصب ناشى از حملات مخالفين و رقباى خود به كار مشغول بودند . ولى پيدا بود كه تمام اين حركات سواى تقاضاى طبيعى محيط كه در هر مورد تبدلات و تغييراتى به شكل تشنجات عصبيه نمودار مىنمايد اساس ديگرى نداشته و گاهى هم فىنفسه مضر به مقصود طرفين واقع مىگرديده است . مع ما فيه در بيست و دوم ماه شوال حكومت وقت احساس فرمود كه تزلزل سريع مىشود و در شب چهارم اسد مطابق 18 ماه مزبور تصميمى نمود كه در عداد تشنجات عصبانى فوق الذكر شمرده شده ، ولى به‌قدرى قوى بود كه انحلال كابينه را كه طبعا مىبايست دو ماه ديگر صورت پذيرد در ظرف يك هفته صورت خارجى بخشيد . كابينهء آقاى صمصام السلطنه در ضمن تعمقات و تدبرات مشاورين خود قدمى برداشت كه اگر وسايل آن را عملا قبل از وقت تهيه ديده بود بهترين عمليات سريع التأثير وقت شمرده شده ، ولى چون بىمقدمه صورت گرفت محيط و افكار عمومى به آن درجه كه بايد جلب شود ، جلب نشد و نتيجهء عملى آن هم به اين‌كه دولت بعد از آن دنبال گرفته و هنوز هم در كار است آن‌طورها با سرعت نمودار نگرديد . روز 21 ماه شوال مواد تصويب‌نامهء هيئت وزرا در خصوص الغاء معاهدات و امتيازات بين روس و ايران و در هشتم اسد مطابق 22 ماه شوال مواد تصويب‌نامهء ديگرى داير بر الغاء كاپيتولاسيون و ارجاع كليهء محاكمات خارجه به محاكم عدليه در جريدهء « ايران » به امر دولت درج شد و بلافاصله نيز شنيده شد كه از طرف اعليحضرت اقدس همايونى تمايلاتى نسبت به رياست وزرائى آقاى وثوق الدوله ابراز شده و مىشود . چنانچه در روز شنبه 25 شوال در موقع شرفيابى آقاى وثوق الدوله به حضور شاهانه مسئله تقريبا طرح شده ولى آقاى وثوق الدوله به واسطهء سختى موقع خاصه پس از اعلان دو فقره تصميم‌نامهء بىسرانجام فوق الذكر از قبول رياست استنكاف ورزيده و بالاخره در روز 26 اوامر شاهانه را پذيرفته و در 27 دستخط شاهانه صادر و در روز 29 اعلان شد و روز قبل از آن آقاى وثوق الدوله با لباس صدارت به تشييع جنازهء وزيرمختار اطريش حاضر شدند و در حقيقت از آن روز رسميت ايشان اعلام گرديد . در باب دو فقره تصميم دولت سابق حرفها گفته شد . منجمله اين بود كه چون حكومت وقت محيط را در تشنج [ بود ] و بحران را حتمى ديده بود براى جلب توجه عامه