شدت اختلال و بحران
اين احساسات در مركز غليان يافت . دستجاتى كه در مسجد شاه و حضرت عبد العظيم با معلوماتى در درجهء اول و دوم اجتماع نموده بودند حسب الامر بندگان اعليحضرت اقدس همايونى منفصل و متفرق شدند . ولى احساس موقع و احتياج محيط دفعة و با سرعت لزوم به روى كار آمدن كابينهء آقاى وثوق الدوله را در دماغها فروكرده بود . راستى بقا و دوام يك حالتى كه از شعبان 1335 ( ئيلانئيل 1296 ) شروع و به شوال 1336 ( يونتئيل 1297 ) منتهى شده و يك دوره قضاياى طبيعى و سوءاتفاقات و سوء جريانات تاريخى و حيرتبخشى را از قبيل : عدم موفقيت در ايجاد روابط و سياست ثابت خارجى - عدم قدرت در جمعآورى ارزاق و ممانعت افكار و عدم مقدرت در اداره كردن ارزاق - انبساط دايرهء ترور و وحشتهاى فجيع و كشتارهاى پياپى - القاى نفاق و دودستگى بين جماعات و ترويج فحش و هتاكى و سوءخلق و بالاخره رؤيت منظرهء مرگهاى طبيعى و غيرطبيعى و مناظر وحشتناك اخلاقى و اجتماعى ايجاد ساخته و با خود همينطور جلو مىآورد . بقا و دوام اين حالت با همان عمال و اسباب و موجبات حقيقتا غيرممكن به نظر مىآمد و گرچه در آن روزها افكار عمومى تغيير فاحش [ كرده ] و توفير موازنهء سياسى و سياست جنگ را نمىتوانستند ديد ، ولى معذلك عامه با افكارى كه بقاى حالت معلومهء فوق الذكر را خطا و غيرقابل تحمل و فوق العاده مضر به حيات سياسى و اجتماعى و اخلاقى مملكت مىدانستند همراه بوده و سياست فعاليت را بر عقيدهء سياسى كه تا آن روز هنوز بر محور انقلاب ( 7 محرم 34 ) گردش مىنمود فطرة و روحا ترجيح مىدادند .
* * *
سقوط كابينهء آقاى صمصام السلطنه
حقيقتا ماه شوال 1336 يك ماه منقلب و محرورى بود كه محيط تهران مىرفت از حالات معتادهء چندين ساله در يك حالت جديدى كه منطق و فلسفه و مبادرت به حقيقت و جلو افتادن افكار بر احساسات و رجحان عمل بر قول پيشآهنگ آن بوده و نطفهء آن در بحبوحهء قساوت و حرارت و جنايات سال قبل و در سايهء فشارهاى فكرى و دقتهاى فلسفى و فنى و رقتهاى حاصله از مرگ صدها هزار ايرانى بىسرپرست در مشيمهء دماغهاى جوان باتجربه منعقد گرديده بود داخل شود . درين تغيير و تبديل عمقى كه به يك انقلاب سريع كوچكى شبيهتر بود تشنجات محيط به خوبى مرئى بود . از طرفى