مفتوح [ شود ] و رأى بدهد . ديگران جواب دادند اصلا ما اين وكلا را قبول نداريم .
وكلائى كه حاضر بودند از اين حرف رنجيده برخاسته بيرون رفتند . فقط معدودى باقى ماند . يكى گفت بايد صبر كرد تا جواب مسكو برسد . يكى گفت ما بىطرف هستيم .
بالاخره مجلس شلوغ ، حرفها درهمبرهم شد ، برخاسته و پى كار خود رفتند .
پى مصلحت مجلس آراستند * نشستند و خوردند برخاستند
سرماى امسال - افتتاح مجلس
سهشنبه 3 ربيع الثانى ، 22 قوس - سرماى امسال را پيرمردهاى قزوين ياد ندارند . از الموت برنج و مرغ و كشك و غيره آورده بودند . دو قاطر هم تقى خريده است در يكصد و نود تومان . خيلى به نظرم گران آمد . والدهء على محمّد در اين هوا مىخواهد برود .
ميرآخور هم براى كارهاى خودش مىرود . من گفتم پس اسمعيل هم اسبها را برداشته ببرد . با اين يخبندان سوارى نيست ، قصد طهران هم دارم . تقريبا ماهى سى تومان هم خرج اين سه اسب صرفهء من مىشود . افخم الدوله نوشته بود مجلس مشكل است مفتوح بشود . مفسدين ، كابينهتراشها ، حكومت معينكنها ، دزدها ، لاتها ميل ندارند براى آنكه فوايد و اعتبارات آنها از بين مىرود .
مادر على
يكشنبه 8 - ( به تقويم ديگر نهم ) - مادر على رفت اما گفتند سه روز در دستگرد ماندند تا چه قسم از گدوك گذشته باشند . مادر زينب زن شجاعى است . رجوليت او غلبه بر نسوانيت دارد . زنى است كه يك شهر را مىتواند اداره كند . نوكرهاى من باطنا ميل ندارند الموت برود و ناظر اعمال باشد .
باز برف آمد كوچهها مثل مرمر شده . به مجرد آنكه كمى غفلت شود آدم نقش زمين مىشود . لله چنان زمين خورده كه در منزل افتاده است . اين مسئله اسباب خنده در كوچهها شده . متصل آدم و بچه است كه زمين مىخورد .
شلوغى تبريز - اخبار خارجه
تبريز به واسطهء مليون عثمانى و بولشويكها منقلب است . اتباع خارجه و بانك شاهنشاهى حركت كردند . ارمنستان اجبارا بولشويكى شد . سپس به كمك بولشويكها از مليون عثمانى جلوگيرى شد . صد هزار نفر غيرنظامى و بيست و پنج هزار نظامى از مردم قرم و قشون ، ورنگل با خودش و تمام صاحبمنصبانش با كشتيهاى فرانسه بهسمت