تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5748

مساهمون:

ص٥٧٤٨
از مجلس در ايران نمىتوان نتيجهء قطعى گرفت و لو آن مجلس منعقد از شش هفت نفر باشد و موضوع مذاكره يك امر دو تا پولى .

مكاتبات كوچك خان و احسان اللّه خان

شب اسمعيل خان منزل من آمد . گفت امير مقتدر به هر شكل هست سواد يا اصل مكاتبات بين ميرزا كوچك خان و احسان اللّه خان را تحصيل نموده جهت قونسلگرى روانه مىدارد . دو كاغذ مهم آنها جديدا رسيده . يكى را ترجمه نمودم ، ديگرى مىبرم كه ترجمه كنم . محرمانه شما بخوانيد . خيلى مطول بود من سواد برنداشتم . آنچه در ذهن سپردم از اين قرار است .

ترجمهء نامهء احسان اللّه خان

14 عقرب 99 - رفيق ميرزا كوچك خان .
دو دوست قدرشناسند حق خدمت « 1 » را * كه مدتى ببريدند و باز پيوستند
بعد شرح مىدهد كه شما با ما خدعه كرديد رفتيد . بلكه قشون شما پشت‌سر ما را تهديد كرد . اما ما ميل نداريم دامان كسى را كه مدتى است خدمت به انقلاب مىكند ملوث نمائيم . همه را نمىگوئيم و نمىنويسيم . باز حاضريم شما را بپذيريم . امروز كه چشم تمام انقلابيون عالم به‌سمت ما باز است خوب نيست بين ما مغايرت و دوئيت باشد . نه مادهء 1333 چه بود و اين كارها چه .
گر هنرى باشد و هفتاد عيب * دوست نبيند به جز آن يك هنر
در خاتمه نه تصور كنيد ما از راه عجز و ناتوانى اين مراسله را به شما مىنويسيم ، بلكه مىخواهيم با شما اتمام‌حجت كنيم و بفهمانيم اگر مايل هستيد ما هم منت داريم . امضاء : احسان اللّه - خالو قربان تير خورده ، مهر كميتهء انقلاب ايران .

نامهء كوچك خان

كاغذ خيلى مفصل و با عبارات اديبانه بود . اما جواب نسخهء آن حاضر نبود . شفاها گفت كه چندين صفحه بود خيلى بهتر و منطقىتر از مال احسان اللّه خان كه ما قرارمان اين بود روسها را بياوريم ، اما نه آن‌كه اختيار را به دست آنها بدهيم . آورديم و شما گرويديد تا كار به اين‌جا كشيد كه اسم انقلاب را نزديك نفر ايرانى نمىشود برد . ابو كف آن كارها
هامش
( 1 ) - صحبت درست است . ( ا . ا . )