تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5746

مساهمون:

ص٥٧٤٦

كلنل فضل اللّه خان

من چند روز ديگر نزد اسمايث رفتم . ديدم خيلى مشغول است . مرا ديد خواست [ و ] تعارفات كرد و شرحى بيان كرد كه ماژر محمود خان بسيار بد صاحب‌منصبى است ، ابو الفتح خان معقول‌تر است . كلنل فضل اللّه خان اينجا آمده بود فورا او را بيرونش كردم . همان كارها كه او كاشان كرده است كفايت نمود . بعد شرحى از قزاقها گفت كه متصل كار مىكنم و اصلاحات مىكنم . بعد از من جويا شد كه جديدا راپرت نرسيده است . من گفتم خير هروقت رسيد البته مىرسانم . بعد صحبتهاى ديگر شد و من برخاستم . مسعود خان و كاظم خان تا دم درب اطاق مشايعت كردند . آنجا باز مسعود خان با من در باب راپرت حرف زد . گفتم مصارف آن از كجا بايد برسد . گفت اين فرمايش را به ادموند بفرمائيد . گفتم شما به من گفتيد حالا من بروم به ادموند بگويم . پس من هم نوشتم برهم بزنند و حقيقت هم داشت . به ميرزا حسين نوشته بودم كه خيالى بود سرنگرفت . اين را گفته و بيرون آمدم . من ديگر مسعود خان و كاظم خان را نديدم . كلنل هم از منزل خود رفت به عمارت قزاقخانه و همان در كوچه و خيابان ملاقات شد . سر سوارى چيزى مىگفت و مىرفت ، تا مسئلهء سيم حوت و كودتا و رياست‌وزرائى سيد ضياء « 1 » به ميان آمد ، مسعود خان وزير جنگ شد و كاظم خان حاكم نظامى طهران شد و من فهميدم كه قصد آنها و كلنل از آمدن قزوين و آن تلاشها چه بود . اگرچه در به دو طلوع كودتا كه هيچ‌كس تصور نمىكرد بدان زودى زوال يابد ، من كمى مكدر بودم كه چرا تحاشى كردم و شايد به همان جهت مرا طرد كردند . اما پس از خاتمهء آن بسياربسيار خوشحال شدم كه همان خوب بود داخل نبودم و باعث زحمت من نشده .

امير امجد : نقشهء كودتا

من تصور مىكردم جز آن سه نفر از گفتگوى با من كسى واقف نشده است . يك روزى پس از چندين ماه تغيير كابينهء سيد ضياء ، از عمارت ژاندارمرى قزوين و نزد ابو الحسن خان بيرون مىآمدم در خيابان باغ حكومتى ديدم غياث نظام ، امير امجد با سلطان امان اللّه خان و دو صاحب‌منصب ژاندارمرى ديگر ايستاده صحبت مىكنند . به من احترام كردند . من هم جلو رفته دست دادم و گفتم مشغول چه صحبت بوديد . امير امجد
هامش
( 1 ) - اين مطالب از واقعات بعدى است . علت اين است كه مطالب را مدتى بعد از نوشتن به صورت رئوس يادداشت از روى يادداشت درين دفتر نقل و به مناسبت به جريان كودتا اشاره كرده است . ( ا . ا . )