بگوئيد .
جنرال آيرنسايد در قزوين
از قرار شهرت كامل استروسلسكى سه مليون تومان پول گرفته است ، در حالىكه قزاق چند ماه طلبكار است . خوراك و پوشاك آنها هم همان بود كه نوشتيم . جنرال جديد آيرنسايد جنرال فورس است و ممكن است فورس يك بريگاد باشد يا چند بريگاد . آيروپلنها همهروزه در كارند . گفتند و بعضى روزها تا چهارصد بمب مىاندازند .
باز مىگويند شانزده هزار قشون انگليس در راه است . اما من باور نمىكنم زيرا لازم ندارند . محققا انگليسها مايل به اقامت صاحبمنصبان روسى نبودند . يا اسباب خدائى فراهم شد ، يا تدبيرات و نيرنگ خودشان بود كه اين حادثه پيش آمد و به آمال رسيدند .
استروسلسكى ديروز طهران رفت تا چه كند . در وجود شاه خيلى نفوذ دارد . مشير الدوله هم كه با او خوب بود .
آمدن رشتيها تا روزى هشت هزار نفر
شنبه 19 شهر صفر - تا امروز رشتى مىآيد . جمعى هم خمسه و جاهاى ديگر رفتهاند .
تا روزى هشت هزار نفر ثبت شده كه از جاده شسه آمده است . در مملكت ايران ، شهرى به تمول و ثروت رشت نبود ، مردمانش عياش ، خوشگذران ، با بذل و بخشش . اينك به كلى خراب و گدا شد . ادارهء حكومتى رفتم باغ به آن بزرگى مملو رشتى بود . از امروز به سمت طهران اجازه حركت داده شده است . كميسيون مشغول كار بود .
آمدن سردار همايون
در اين بين به حاكم گفتند سردار همايون « 1 » رئيس قزاقخانه آمد و بلافاصله وارد طالار شده نزد حاكم نشست . اين آدم پسر على خان و على خان پسر قاسم خان والى است . خيلى چاق است . شكم گنده دارد . تپهء على خان در دربند مال اينهاست « 2 » . بعد از تعارفات دو كاغذ از بغل درآورد و به حاكم داد . خواند و گفت بسيار مبارك است . من گفتم خوب است بلند قرائت فرمائيد همه بدانند ، خواند . يكى حكم رياست وزراء بود كه برحسب امر اعليحضرت شما به رياست قزاقخانه برقرار شديد . ديگرى حكمى بود
هامش
( 1 ) - قاسم خان والى سردار همايون از نظاميان تحصيلكرده در مدرسهء نظام سنسير فرانسه بود . ( مسعود سالور )
( 2 ) - تپهء على خان همانجاست كه بعد سعدآباد شد . ( ا . افشار )