اين مردم از رشادت و شجاعت قزاق تعريف مىكنند و علت عقبنشينى تا قزوين را نمىدانند چه بوده است .
فرار ركن الدين مختارى از رشت
يك كار بدى كه بيشتر از عقبنشينى قزاق باعث بيم و فرار مردم شد كار ركن الدين خان « 1 » پسر مرحوم مختار السلطنه رئيس نظميهء رشت است كه به مجرد اعلان استروسلسكى تمام آژان را برداشته فرار كرد . يكصد و شصت نفر محبوس بولشويكى را باقى گذاشت كه آنها بيرون آمده فريادهاى زنده باد كشيده ، ناسزا به شاه و دولت و مردم گفتند . اين اقدام باعث جبن و پريشانى مردم شد كه هركس هم خيال فرار نداشت به خيال افتاد ( دولت به اين آدم هيچ نگفت ) . چه قسم فرار - شوهر از توى دكان ، ضعيفه از خانه ، دختر از خانهء همسايه ، پسر از درب خانهء ارباب ، همين است كه غالب گم شدهاند .
فواحش
فقط از تمام اين مهاجرين آنكه سواره آمده و در راه آذوقه و همهچيز برايش تهيه و حاضر شد ، ورود قزوين هم صاحبخانه و اثاثيه [ اند ] و در نهايت راحت گذران مىكنند .
آن طايفه و آن جماعت خانمهاى فواحش رشت بودند كه لدى الورد منجيل صاحب منصبان نظميه و ژاندارمرى پذيرائى كامل از آنها نموده نهايت مهر و محبت و غمخوارى را به عمل آورده تمام آنها را در درشكههاى شيك بسيار خوب نشانده معززا محترما با دو نفر آژان روانهء شهر نمودند . راست بهسمت محلهء تنورستان كه مقر و مسكن اين قبيل خانمهاست در دو سه خانه منزل دادند . اهالى آن خانهها و همكاران محترمات از مهمانهاى خود با چهرهء گشاده و همهقسم ملاطفت ميزبانى نموده شير مرغ و جان آدم را برايشان تهيه و تدارك و حاضر نمودند .
كميسيون اعانه
جمعه 16 صفر ، ششم عقرب - جز رئيس الوزراء ساير وزرا معلوم نشده است . مهاجر بيش از چند روز قبل مىآيد . كميسيون اعانه دو دسته شده باهم عداوت مىكنند . سر دزدى ، سر دخل ، سر خوردن اعانهء همچو مردمان ناتوان فقير از هستى ساقط شده .
خدايا تا كى ، تا چند ما مردم ايران دلهدزد و احمق هستيم . مثلا آصف الدوله و آقاى حاج
هامش
( 1 ) - آخرين رئيس شهربانى در سلطنت رضا شاه . ( مسعود سالور )