خصوصا براى رشتى . باران هم مىآيد و آسمان خشم كرده . نان در راه دانهاى يك تومان پيدا نمىشود . فقط آذوقهاى است كه از شهر مىبرند . اعانهء مردم كفاف نمىدهد . دولت به ماليه تلگراف كرده بدهد . او هم پول ندارد . فقط دويست تومان داد و گفت ديگر نيست ( از اين جزئى هم يك مبلغى مصدق ديوان ، مفتش ماليه كه جلو رفته بود دزديد كه بعد كشف شد ) . قزاق به حال بىنظمى مىآيد . بعضى را در شهر و بيشتر را در دهات منزل دادند ( پدر رعيت هم درآمد ) . از صاحبمنصبان خود ظنين شدهاند . فحش و ناسزا مىدهند و مىگويند : بىجهت حكم حمله ، بىجا حكم بازگشت .
گفتههاى قزاقها
صاحبمنصبان روسى تمام گلولهء توپ را توى دريا مىانداختند . گلولهء ما تمام شد ، فشنگ تفنگ تمام شد . ما از خمام عقب نشستيم . ديگر حكم عقبنشينى عمومى از همه جا چرا داده شد . اينها بود گفتههاى قزاقها . بههرحال در اينكه خيانت شده شكى نيست . اگر تعقيب كنند معلوم خواهد شد . كه همان تعقيب نيست !
كابينهء سردار منصور
كابينه استعفا داد . سپهدار اعظم سردار « 1 » منصور سابق رشتى رئيس الوزرا شد .
اگرچه چند مرتبه وزير شده است ليكن بهقدر الاغ فهم ندارد . ترياك زياد مىكشد . قمار متصل مىكند . از كجا در همچو موقع نازكى اين آدم را پيدا كردند كه دو تا پول كار از او ساخته نيست .
فرار طبقات مختلف از رشت
تمام مدرسهها و هرقدر خانه ممكن بود براى مهاجرين تخليه كردند . اول همه را نظميه مىبرند . پس از تحقيقات و ثبت اسامى منزل مىدهند . ارباب جمشيد پارسى مدير راه شوسه ملاقات شد . از رشت آمده بود گفت از طبقهء سيم ديگر كسى در رشت باقى نمانده . طبقهء اول و دوم كه مدتى است آمدهاند . علت را اين قسم گفت كه در انزلى حكم تجهيز عمومى دادند مردم تمكين نكردند . فورا توپ مسلسل را به ميان آنها بستند و شليك كردند . جمعى كشته شدند . تتمه زير اسلحه رفتند . رشتيها كه اين معامله را شنيدند ديگر توقف نكردند . بهقدرى گيلك در قزوين است كه قزوينى پيدا نيست . تمام
هامش
( 1 ) - اصل : سالار .