تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5727

مساهمون:

ص٥٧٢٧
استنطاق مىخواهند بگذارند دماغى ندارد . هرچه كرديم رئيس عدليه شريعت‌زاده اين كار را نكند نشد . شريعت‌زاده قدرى دماغش خشك است . روزى دو مرتبه توى آب سرد مىرود . مىگويد اگر نروم پر و پاچه خواهم گرفت . اما بىمزه نيست .

شكار

دوشنبه 13 ماه صفر ، دوم برج عقرب - ماژر ادموند يك ماهه به‌سمت تبريز رفت . نايب قونسل كاپيتان گريوز و من و اسمعيل خان دو شب با اتومبيل قشلاق به شكار رفتيم . قبل از ظهر روز شنبه حركت كرديم ناهار قشلاق بوديم . درنا ، آهو ، زياد بود . اما هيچ‌كدام شكار اين دو را نمىدانستيم . شكارچى قشلاق هم نبود ، جز كبوتر و پرت و يك جرهء مرغابى شكارى نشد . اما اسمعيل خان و گريوز آنچه فشنگ ساچمه و گلوله همراه داشتند براى درنا و غاز خالى كردند . غاز و درنا بىاندازه بود . افسوس بلد و شكارچى نداشتيم .

مزد فارسىدانى صاحب‌منصب انگليسى

گريوز جوان است . « آيريش من » است . در فرونت فرانسه دو سه زخم برداشته . متمول است . تفنگهاى خوب داشت . مىگفت بايد هندوستان بروم و با اين تفنگها شكارهاى بزرگ كنم . فارسى نمىداند . صاحب‌منصبان نظامى انگليس كه در هند خدمت مىكنند هركدام فارسى بدانند سيصد روپيه يا كمتر به آنها اضافه مىدهند .

روس روس است

بارى در قشلاق از دهان گريوز پريد كه رشت تخليه مىشود . فورا من تعقيب مطلب را كردم . گفت خير در شهر شايع بود ، و حال آن‌كه ابدا شايع نبود . امروز سه به ظهر مانده حركت كرديم . در راه مستر گودوين رئيس بانك شاهنشاهى قزوين ملاقات شد كه طهران مىرفت . ايستاد و با گريوز آرام‌آرام صحبت كرد . در ضمن صحبت اسم رشت را مىآورد ما به شك افتاديم . تا شهر و دم قونسلگرى اتومبيل كه ايستاد كاپيتان گايد قونسل رشت فورى بيرون آمد تا چشمش به گريوز افتاد گفت « رشن ايز رشن » « 1 » روس روس است . پاك مرا محقق شد كه بايد در رشت اتفاقى افتاده باشد . آمديم خانهء رفعت السلطان . او گفت رشت را قزاق تخليه كرد و قريب بيست هزار نفر
هامش
( 1 ) .Russian is Russian .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5727 | قهرمان ميرزا عين السلطنه