تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5720

مساهمون:

ص٥٧٢٠
خارج [ كردند ] و به خانهء خود رفت . روز عاشورا از محمّد حسين ميرزا قمه و قداره مىخواهند كه مسلمانيم بايد قمه بزنيم . جواب گفته‌اند نمىدهيم ، ممنوع است . هر كارى مىكنيد بكنيد جز آن‌كه دم در نيائيد كه تيرباران مىشويد . آنها پس از يأس از گرفتن قمه و قداره سنگ و كلوخ برداشته و خود را مجروح نموده مشغول عزادارى شدند .

حمالها و بلشويكها

يكشنبه 12 محرم - حكومت منجيل رفت . گفتند غازيان جنگ است . در رشت جمعيتى نيست . تمام دهات عرض راه هم خراب شده . مىگويند در شهر رشت دفعهء اول كه قزاق مىخواست وارد شود مردم بولشويكها را خلع سلاح مىكردند و حبس مىنمودند ( چون دو روز قبل از ورود حركت كردند و شهرى مسلح شد و هرقدر توانست دستگير كرد ) . حمالها كه بسيار فعلگى بدون مزد و اجرت براى بولشويك نموده بودند حربه و اسلحه هم نداشتند كه مجازاتى به آنها بدهند ، لذا طنابهاى كمند خود را در كوچه‌ها انداخته [ اند ] . بولشويكها كه از دست مردمان مسلح فرار مىكردند پايشان به طناب گير كرده زمين مىخوردند . فورا با همان طناب كت آنها را بسته به محبس مىبردند . به اين واسطه اين دفعه هرچه حمال هم بود فرار كرد تا دچار عقوبت نشوند . اسمعيل خان مىگفت روزى كه با نايب قونسل منجيل مىرفتم در راه يك درشكه ديدم . دو نفر مرد با يك دمبك و يك تار و يك رقاص خوشگل توى آن نشسته [ بودند ] . من گفتم ديگر شما كجا فرار كرديد . با دست اشاره به‌سمت رقاص كرد . بعد گفت آقا بولشويكها پدر اين پسره را درآوردند . ما ناچار از فرار شديم يك شاهى كه نمىدادند .

هفتهء امام

جمعه 17 محرم ، نهم ميزان - اهالى محلهء درب كوشك امروز هفتهء امام را گرفتند . تمام مردم را آستانه دعوت كردند . دستهء مفصلى آمد . خونچهء زياد ، پلو ، چلو ، خورش ، ميوه ، شيرينى كه به فقرا دادند . شيخ احمد واعظ در فضيلت اهالى درب كوشك وعظ مفصلى كرد و يك طاقه شال هم به او دادند . در حقيقت روضهء درب كوشك خواند .

نمايش آيروپلان

يك آيروپلان روسها كه معيوب شده بود آورده به طهران بردند . ماشينهاى تازه براى آيروپلان انگليسها آورده‌اند كه به همان بدن و بالهاى قديمى نصب مىكنند . با اين ماشين ساعتى صد و بيست ميل حركت مىكند . يك روز به شهر آمده نمايش دادند . ( غالب