تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5722

مساهمون:

ص٥٧٢٢
در دفع بولشويك ايران . ماژر ادموند قونسل انگليس حضرت و الا را به ايشان معرفى كردند كه اطلاعات كامل داريد . لهذا ما دو نفر را خدمت حضرت و الا فرستادند تا بعضى تحقيقات نموده بعد خودشان خدمت برسند . من گفتم چه تحقيقاتى مىخواهيد بكنيد ، من كه داخل امرى نيستم ، داخل سياستى نمىباشم . گفتند ما هرچه سؤال مىكنيم بفرمائيد . گفتم شايد سؤالات شما غامض باشد و من از عهدهء جواب برنيايم . گفتند عهد مىكنيم مشكل نباشد . گفتم على اللّه سؤال كنيد .

نوع سؤالات

اينها اول از وضع ژاندارمرى جويا شدند . من كه دل‌پرى داشتم آنچه ديده و شنيده بودم گفتم كه همه را با اجازهء من يادداشت نمودند . بعد از شهر ، بعد از رفتار بولشويكها ، تمايل و عدم تمايل مردم قزوين ، سپس از الموت و جنگ آنجا و حركات ماژر محمود خان . پس از مدتى مذاكرات رفتند .

كلنل اسمايث

يك روز ديدن كلنل رفتم ، يك روز هم بازديد من آمد . كلنل مرد بلند بالائى است . مويش بيشتر سفيد است . فارسى كمى بلد است ، مثل انگليسى من . ماژر مسعود خان در مدرسهء سنت سير تربيت شده ، كاظم خان در مدرسهء حربيه اسلامبول . فرانسه و انگليسى مىدانند . خانهء مرحوم مجد الاسلام را اجاره نموده‌اند .

آمدن ايرن‌سايد به قزوين

جنرال شامپين مىرود و به‌جاى او جنرال آيرن‌سايد
( Ironside )
آمده است . مىگويند در نظام انگليس شخصى به هيكل او نيست . هيجده زبان مىداند . در اواخر جنگ فرونت اركان ژايل روسيه بود . ماژر ادموند براى وداع جنرال شامپين ما را دعوت نموده بود رفتيم . آخر مجلس من اجازه خواستم كه با خانم هم وداع كنم . مرا برد نزد خانم و توديع به عمل آمد . خانم مهربانى است با من آشنا بود .

بلشويكى براى هرج‌ومرج

از رشت و حال قزاق خوب نمىگويند . مردم قزوين ، هركس مىتواند عيال خود را حركت مىدهد . بالاخره هم معلوم ما نشد كى با ما جنگ دارد و اينها از جانب كدام كسى به جنگ يا غارت ما آمده‌اند . چيچرين كه تلگرافا تكذيب مىكند . حالا شهرت دارد از