حرف زنها
چند نفر زن مسلمان يعنى نامسلمان همراه آورده بودند . مجمعى تشكيل مىدهند از زنهاى رشتى . چايى ، شربت ، ميوه ، آجيل همهچيز تهيه مىكردند و متصل اين زنها نطق مىكردند كه تا كى ما پنهان باشيم . تا كى توى بقچه باشيم . بايد علم آموخت ، هنر ياد گرفت ، چه و چه . هزار قسم از اين حرفها .
حجاب : زنهاى مبلّغه و زنهاى محجّبه
بالاخره خيال كردند كه پس از سى چهل روز موعظه و نصايح همه خانمها را راضى كردند . جشنى گرفتند تشريفاتى قرار دادند كه الحمد للّه زنهاى رشت پى به مقصود برده فهميدند تمام نواقص امروز زندگانى آنها به واسطهء حجاب است . حالا خانمها برخيزيد همينطور برويم در سبزهميدان و به مردها حالى كنيم كه ما حجاب را پشتپا زديم كه يك مرتبه از تمام زنها صداى يا محمّد يا على يا حسين برخاسته . يكى روى خود را با دست مىگرفت ، يكى سر را توى پاى خود مىكرد ، يكى چادر به سر مىكشيد ، كانه يك دسته مرد وارد شده يا واقعا توى سبزهميدان هستند . با گريه و زارى مجلس را برهم زده ديگر نرفتند . زنهاى مبلغه به اصطلاح اين زمان « بور » شدند . ديدند همه زحمات هدر رفت . آنچه ريسيده بودند پنبه شد . حالا كه اينطور است اما محققا به اين قسم باقى نخواهد ماند . مثل زنهاى مصر و عثمانى خواهد شد . نه به كلى حجاب مىرود ، نه اين قسم پايدار خواهد ماند .
شيعههاى هندى و روز عاشورا
جمعه دهم ، عاشورا - روز و فصل نزديك به شصت و يك هجرى است كه قضيهء هايلهء كربلا واقع شد . به اتفاق اسمعيل خان و محمّد حسين ميرزا آستانه رفتيم . تمام دستهجات سينه زن ، قمهزن آمده هنديهاى مسلم خرما و شيرينى به قمهزنها مىدادند . شيعههاى آنها مثل ما سينه مىزدند . سال قبل شيعه زيادتر بود ، دو علم قشنگى درست كرده بودند ، هردو را تقديم آستانه كردند كه الان هم هست . به حمد اللّه سانحهاى روى نداد . پليس خوب مواظب بود .
رشت به تصرف قزاق آمد
ديروز شهر رشت به تصرف قزاق درآمد . شهرت دارد همه كفن به گردن انداخته