تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5723

مساهمون:

ص٥٧٢٣
مسكو آدم مىآيد اينها را ببرد . دنيا شلوغ است ، هركه هركه . بولشويك هم يك عنوان بزرگى براى هرج‌ومرج و حركات زشت و مال مردم‌خورى شده .

فوت مؤيد الدوله و دختر مجد الدوله

محمّد حسين ميرزا مؤيد الدوله دوست و رفيق من در ناصرى وفات كرد ، رحمة اللّه عليه . عيال حاج عز الممالك دختر حاج مجد الدوله به مرض كزاز مرحومه شد . والدهء قجر آقا عيال افخم الدوله سكتهء ناقص نموده .

نايب الحكومهء الموت از اصفهان

الموت مملو از مأمور دولتى است . حكومت قزوين هم يك نايب الحكومه مخصوصا براى آنجا از اصفهان خواسته ( مگر چارهء الموتى را اصفهانى بكند . ) من خنديدم گفتم مگر اينجا آدم قحط بود كه از اصفهان تحفه براى الموت بياوريد . ديد خوب حرفى نزده گفت آخر آدم صديق فهميده‌ايست . گفتم باشد . الموت همچو جائى نيست كه از سى منزلى شما آدم بخواهيد . خود را به كار ديگرى مشغول كرد تا اين حرف از بين برود .

ورود وثوق السلطنه وزير جنگ

يكشنبه 26 - وزير جنگ آقاى وثوق السلطنه با اهن و تلپّى از طهران تشريف آوردند كه به فرونت گيلان بروند . مردم در باب سرباز و سوار شكوه نمودند . قرار شد ثلث بدهند . جلال الملك و احتشام الملك هم براى تصفيه حساب اسفرورين اينجا بودند . خويشاوندى با وزير دارند . دو شب قمارى كردند كه خيلى برد و باخت شد .

آمدن آصف السلطنه

آصف السلطنه هم براى سركشى دهات خودش آمد . بيست و چهار سال است اين دهات را ابتياع كرده . اين‌بار اول است كه به ديدن آنها مىرود كه ختم منازعه با مصطفى خان شده است . اين چند روز كه اينها بودند خيلى به من خوش گذشت ، نزد هم بوديم و بسيار خوش . من با قزوينيها آنطور كه بايد خلطه و آميزش ندارم . اصلا قزوين مردمان خوبى هم ندارد . خانواده و خوانين و رجال ندارد . خون‌گرم نيستند . خسيس ، نان نخور مىباشند .