يا حسينگويان شهر را گرفتند . در حقيقت جهاد مىكردند و الا با آن وضعى كه از خوراك و پوشاك قزاق تعريف مىكردند جز قوهء ديانت و مذهب و جهاد فى سبيل اللّه هيچچيز محرك آنها به جنگ نبود . بولشويكها ديگر هيچچيز در رشت باقى نگذاشتهاند . همه را رستف و حاجى طرخان حمل نمودهاند . خالو قربان نمرده دستش زخم خورده . قزاق در خمام است در تهيهء حمله به انزلى . سيصد كرور خسارت شهر رشت را تخمين زدهاند ، بعضيها بيشتر مىگويند .
كشته شدن خيابانى - همه ملتاند
شيخ محمّد خيابانى مقتول شده است . تمام اشتلم و هياهوى تبريز به واسطهء همان يك نفر بود . تا كشته شد آبها از آسيا افتاد . در سه ساعت شهر به آن عظمت فتح شد .
شهرى كليتا همراه نبود . فقط جمعى اوباش مفتخور مفسدهجو جمع شده ملتملت مىكنند . مثل روزنامهنويسهاى ما همه ملتاند و خود را ملت مىدانند ، به زبان آنها جعليات مىكنند .
ختم خيابانى - مرگ خالو قربان
در طهران سيد محمّد كمرهاى ختم گذاشته بود . به حكم دولت پليس مانع شد .
كسمائى علىرغم كمرهاى اعلان نموده بود هركس محض ارتحال مرحوم خالو قربان مىخواهد مرا تعزيت و تسليت بگويد حجرهء من در مدرسهء دار الشفاء است .
اطرافيان كوچك خان
هشت نفر روسى و هيجده نفر متجاسر مسلم [ را ] كه از الموت تنكابون رفته بودند دستگير [ كردهاند ] و قزوين مىآورند . ولى آقا و مهدى و چند نفر الموتى ديگر بهسمت آشيانهء قاتلين و سارقين ( جنگل ) رفتهاند . هرچه پدرسوختهء دزد قاتل است دور كوچك است . باز مىگويند خوب آدمى است ، با استخاره كار مىكند . آن كلام اللّه خصمش شود كمرش را دو تا كند .
عاشورا با سنگ و كلوخ
متجاسرين شب عاشورا تمناى يك نفر روضهخوان مىكنند . محمّد حسين ميرزا نايب ژاندارمرى روضهخوان سيدى [ را ] روانه مىكند . آخر مجلس براى تيمن و تبرك تمام لباسهاى سيد فقير را پارهپاره كرده حتى زير جامهء او را . مشار اليه را لخت از مدرسه