تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5716

مساهمون:

ص٥٧١٦
نمىدانستند جشن فتح دهلى است و همه نمايش را آنها دادند ، بيچاره‌ها ، ابله‌ها ، فقيرها .

لهستان

لهستان باز يكصد و هفتاد هزار اسير گرفته ، هفتاد هزار بولشويك از جنگ لهستان فرار به پروس شرقى نموده ، آلمانها به صدا آمده‌اند كه اين لخت و گرسنه [ ها ] را چه قسم نگاه دارند . بولشويكها صلح را در ورشو مىكردند و حالا آنقدر شكست مىخورند . اشكال آنها در « لندن نيوز » بود . همه لخت بىكفش ، پاى برهنه ، يك شكل غريبى . رئيس كل صاحب‌منصبان فرانسه كه اين فتوحات تمام از اثر فكر و تدبير و نقشهء اوست جنرال ويگاند است كه رئيس اتاماژور فش در جنگ بين المللى بود . ادموند مىگفت بولشويك خودش خودش را محو و نابود مىكند . تاريخ به ما درس داده . وقتى كه فرانسه آن آشوب و انقلاب را برپا نمود ، هرقدر دول تعقيب كردند بدتر شد . پس از آن كه كناره نمودند خوب شد . ما بولشويك را هم از اين نقطه‌نظر تعقيب نمىكنيم . انگليس به مصر استقلال مىدهد ، اما بين النهرين را در تصرف خود نگاه مىدارد . هشتاد هزار قشون آنجا دارد .

روضه براى قزاقهاى روزى سى شاهى

چهارشنبه هشتم محرم 1339 ، سيم سنبله - هوا سرد شده است و يك مرتبه تغيير كرد و آن در قزوين خيلى سهل است . يك باد بلند مىشود زمستان مىشود . بسيار بد هوا شهرى است ، خشك بىآب . روضه و تعزيه همه‌جا هست . به علت بولشويك ، مردم بيشتر هم گريه و زارى مىكنند . در حقيقت دو عزا دارند و دو مصيبت . چهار نفر روضه‌خوان به فرونت براى اردوى قزاق رفته . ديروز آمدند در خانهء آخوند ملا على اكبر اول مجتهد ، و حجة الاسلام قزوين ( اهل سيادهن است ) منبر رفته بود . براى وضع ناگوار معيشت و گذران و پوشاك و منزل قزاقها روضهء مفصلى خوانده بود كه قزاق چادر ندارد ، اطاق ندارد ، ميان گل و سرما بايد اقامت نمايد ، چراغ ندارد ، لباس ندارد ، پايش گيوه است ، بعضى آن گيوه را هم ندارند . روز در آفتاب ، شب در باران و سرما ، سيگارد در منجيل دانه‌اى سه شاهى است ، قند يك سير هشت قران ، چه و چه . فقط روزى سى شاهى قزاق مواجب دارد . فقط براى ديانت و اسلاميت مقاومت آورده [ است ] و جنگ هم خواهد كرد . اما خصم شش آيروپلان دارد . اتومبيلهاى جنگى ، توپهاى بزرگ . شهرى مثل رشت هم در دست آنهاست . همه‌چيز مردم را ضبط [ كرده‌اند ] و در كمال رفاهيت امرار معاش مىكنند . مفتش ماليه كه براى بريگاد مركزى پول برده بود مبالغه و