مريضخانه ، مردها مشغول كارهاى ديگر .
خبط انگليسها در تخليهء انزلى
مىگويند در اين چند روزه روابط دولتين حسنه مىشود . رئيس الوزرا چند مجلس با جنرال ديكسن رئيس و جنرالى كه براى قشون ايران آمده ( تولدش هم در طهران شده است ) خلوت نموده . جنرال آمد و رفت . جنرال شامپاين هم طهران رفته است . باز هم من مىنويسم انگليسها در تخليهء انزلى خبط كردند . گذشته آنكه در عالم انسانيت نمىبايست كه شهر بدون مدافعى را تسليم يك همچو قواى خونخوارى ، غارتگرى كنند .
از راه سياستمدارى هم خبط و غلط بود .
آرميتاژ اسميت و حساب كمپانى نفط
ارميتاج اسميت در اين موقع متاركه موقتى به اهواز رفته كه به حساب كمپانى نفط رسيدگى نموده سهم دولت ما را معين [ كند ] و دريافت دارد . از اين محاسب خيلى تعريف مىكنند . در كنفرانس ورسايل « 1 » جزو متخصصين انگليسى بوده است .
جمعيت اضافهء قزوين
قزوين مىگويند چهل هزار نفر بر جمعيتش افزوده شده از مهاجر و قشون انگليس ، قزاق ، ژاندارم و تماشاچى . در خيابانها قزوينى ميان رشتى گم است .
بازگشت يك جلد مموار
دوشنبه 29 ذيحجه ، 21 سنبله - ميرزا حسين به عجله از الموت آمده است براى آنكه حكم نيابت حكومت حسن خان را من بگيرم . ديگرى اسناد مرا زين العابدين پسر جلال بنابر وعده روانه نموده بود با يك جلد از « مموار » من كه از هزار و سيصد و سى و پنج الى شش باشد كه تفصيل آمدن و رفتن سپهسالار . . . هم در جزو آن است . اسناد فقط بنچاقات پيچ بن و تراز گوسفندهاى وناش بود با سه كاغذ خط نحس ساعد الدوله به جلال غيرمرحوم ، و دو كاغذ شيخ محمّد على به احسان اللّه خان كه جلال بيك براى انجام مهمى آمده است . ميرزا حسين باز تقلب كرده بيشتر اسناد را به قول خودش الموت گذاشته تا در سر فرصت انتخاب كرده بياورد . معلوم مىشود اسناد به درد بخور با
هامش
( 1 ) - ( - ورساى ) .