تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5710

مساهمون:

ص٥٧١٠

خرابى رشت

قزاق مجددا به رستم‌آباد رسيد . سردار كمك نمىخواهد ، نه جهانشاه خان ، نه سردار مقتدر نه ديگرى . قزاق باز از اطراف جمع شده مىرود . اين‌بار رشت را پاك ويران كردند . در ايران شهرى به تمول و آبادى و تزيين رشت نبود . به كلى خراب شده است . هرچه مردم داشتند اين دفعه به غارت بردند و اين‌بار هرچه به دستشان مىافتد حمل مىكنند « من جرب المجرب حلت به الندامة » .

لهستان

لهستان به همراهى و كمك صاحب‌منصبان فرانسه فتوحات نمايان كرده بولشويكها پىدرپى شكست مىخورند . صد هزار اسير و هفتاد هزار تلفات دادند . ورنگل هم مشغول جنگ است و پيش مىرود . اما انگليسها صحبت صلح اقتصادى با بولشويك دارند . بين النهرين چند روز ديگر راهش باز مىشود .

فرار از الموت

مهدى با ولى آقا و جمعى ديگر از الموت فرار كردند . با آن همه نوشته ، التزام ، قسم ، عهد ، قول . باز مهدى خودش را داخل كرده به تحريك او دويست و سى تومان از على محمّد و دويست و پنجاه تومان از ملا حسن ولى آقا پول گرفت . ماديان مرا هم برداشت و رفت . خير اللّه بيك را حسن خان مرخص كرده من پرتست سختى به حكومت كردم . نوشت دستگير كند و اموال متجاسرين الموت را هم ضبط كند .

بىپولى من

پول من تمام شد . امروز يك رأس قاطر فروختم . چند روز است قاطر مىخوريم . وضع من برهم خورده خداوند روى سپهسالار و ساعد الدوله را در دو دنيا سياه كند .

فوت خالو قربان - اسراى مدرسهء سردار

مىگويند خالو قربان از زخمى كه برداشته وفات كرده است . عطاء اللّه خان برادر احسان اللّه خان را دستگير كردند محبوس است . كلنل فتحعلى خان هم كه رئيس ژاندارم بود حبس است . براى اينها هزار واسطه پيدا شده . پريشب چند تير در خارج شهر صدا كرد . يك مرتبه محبوسين مدرسهء سردار هورا كشيده دست زده بودند كه آمدند . هزار