و سپس با يك ترتيب خوشى پيش مىرفت هرگز اين قسم نمىشد . مىگويند متجاسرين وقتى كه انزلى رسيدند كشتى بهقدر حركت آنها نبود . توقف كردند تا كشتى برسد . قزاق كه حمله آورد ناچار از جانبازى شدند . اگر به آن عجله قزاق نرفته بود به تدريج مىرفتند و اين مصيبت پيش نمىآمد . سردار خواسته بود تمام افتخار فتح را به خودش اختصاص بدهد و اين قسم باعث ندامت ، ضرر و خسارت مردم شد . متعرضين انگليسها مىگويند تمام تقصير انگليس است . مثلا چرا در منجيل ماندند . يا آيروپلانهاى آنها بهسمت قزاق بمب انداخت . بعضى غلو كرده مىگويند اصلا متجاسرين از دسيسه و نيرنگ خود آنهاست .
بمب انداختن
اما قضيهء بمب انداختن به قزاق كه بعدها معلوم شد مواضعه بوده است بين قزاق و آيروپلانچيها كه در ساعت فلان حمله بياورند آيروپلان سلطانآباد ، قزاق پير بازار . قزاق زودتر حمله آورده و چند سنگر خصم را اشغال مىكند . آيروپلان كه مىرسد به گمان اينكه خصم در سنگر است دو سه بمب مىافكند . سپس از علامات و اشارات مىفهمد كه قزاق است و ساكت مىشود .
نطق حسين خان كسمائى
امروز در مسجد شاه ميرزا حسين خان كسمائى كه حاليه عمامه گذاشته نطق مفصلى كرد . بعد عباى خود را پس گرفته بدن لخت خود را نشان داد كه اين قسم فرار نموده است . بعد يك نفر طبيب يونانى مقيم رشت نطق نمود ، سپس بحر العلوم . همه لخت ، عريان با لباس شب ، پاها آبله و آماس نموده . همه مردم گريه كردند ، نفرين كردند .
جماعتى قسم ياد مىكردند كه تا امروز ما اين فجايع را باور نمىكرديم . منجمله حاج شيخ احمد واعظ بود كه گفت به اين منبر قسم باور نمىكردم اين مطالب كه مىگفتند راست باشد .
قهر كسمائى
دوشنبه 23 ذيحجه ، 15 سنبله - هوا به شدت گرم است . هنوز دستهدسته مهاجر مىآيد . قزوين خوب همراهى و پذيرائى كرد ، از حق و انصاف نبايد گذشت . خيليها را طهران روانه مىكنند . اما خير شهر مملو از مهاجر است از گدا و واكسى و پينهدوز و حمال گرفته تا نجار و كسبهء معتبر درجهء اول . كسمائى طهران رفت . يك شب خانهء ميرزا