مجروحين را شهر آوردند و عدهاى را هم منجيل نگاه داشتند . اگر اين مساعدت نشده بود قزاق به كلى متفرق مىگرديد .
علت شكست
عصر با حاكم مريضخانه رفتيم . خانم استروسلسكى پذيرائى مرضى را مىنمود .
صد و چيزى بالا مريض آنجا بود . گفتند همينقدر هم در منجيل است . تقصير اين شكست را به گردن استروسلسكى مىگذارند كه روز يكشنبه هفتم قزاق وارد رشت شد مردم در تهيهء پذيرائى بودند . حتى پنجاه هزار تومان پول جمع نموده بودند كه براى قزاق لباس و لوازمات بهطور هديه تدارك كنند . اسلحهء زياد هم در شهر بود . مردم استدعا نموده بودند قزاق توقف كند و اول كار ، اخراج اين اسلحه باشد . سردار گوش به حرف احدى نداده روز سهشنبه قزاق خستهء كوفته از استرآباد و طهران آمده را حكم يورش مىدهد . پير بازار به تصرف مىآيد . باز حكم مىكند بهسمت غازيان و انزلى بروند . هوا هم بارانى و نامساعد بوده كه يك مرتبه در نزديكى غازيان دچار شليك توپهاى كشتى و مسلسل مىشوند كه قزاق مثل برگ به زمين مىريزد و بهسمت پير بازار هزيمت مىكند .
اين خبر كه به شهر رشت مىرسد ديگر مردم تاب توقف نياورده سرسر ، كلاهكلاه .
تعداد تلفات قزاق
از قرار معلوم چهارصد نفر قزاق تلف شده كه بيشتر از آترياد اردبيل بوده [ اند ] كه پيش جنگ بودند . انگليسها مطلع شده مشغول اقدامات مىشوند . متعاقب ، بولشويك وارد رشت مىشود . از مهاجرت و فرار سايرين ممانعت مىكند . حتى اتومبيل جنگى آنها فراريان را تعقيب مىكند . جمعى را كشته و برخى را به شهر مراجعت مىدهد . خيلى از مردم از گرسنگى و ترس در راهها تلف شدند . شنيدم كه بهطور تحقيق بعضيها اطفال خود را در سفيدرود انداختند . خيلى از زن و بچه مفقود شده است كه متصل پدر يا مادر آنها در تفحص هستند .
خبط سردار
آنچه باز مىگويند خبط ديگرى از طرف سردار شده . اولا درخواست مىكند قشون انگليس همان منجيل توقف كند . فقط آيروپلان آنها همراه باشد . ثانيا امير مقتدر [ را ] كه نزديكى انزلى بوده بىاطلاع مىگذارد . ثالثا قزاق خسته بوده و هوا نامساعد حكم حركت و حمله مىدهد . اگر در رشت توقف مىكرد و اول تمام اسلحه را خارج مىنمود