تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5664

مساهمون:

ص٥٦٦٤
مشغول كار خودش مىشد . او از توى طاقچه فحش و ناسزا مىداد تا به‌قدرى كه خسته شود . آن‌وقت التماس مىكرد و زمينهء مصالحه را فراهم مىنمود . ضعيفه با او شرط مىكرد ديگر بدزبانى نكند . بعد او را به زير مىآورد . اما ترك بدزبانيش نمىشد و هرچند شب يك مرتبه اين تياتر بود . اين پسر همچو شخصى است . « امور » هم براى آن معروف شده كه چندى امورات داخلى عدليه با او بود . از همچو آدمى بهتر از اين‌كار ساخته نيست و گناه بيشتر با كسانى است كه اين قبيل اشخاص را به ملاحظات شخصى و منافع انتخاب مىكنند . شپش وقتى كه خيلى رشيد باشد كار كنه و ساس از او ساخته مىشود .

احسان اللّه خان

در رشت احسان اللّه خان نطق كرده است كه حضرت ميرزا به استثناء چند فقره از مرام بولشويكى كه مخالف با مذهب اسلام است همه را قبول نمودند . الان كه اين نطق را مىكنم سلطان احمد شاه با اسهال خونى از قزوين گذشته است .

بازديد ادموند

يكشنبه سيم شوال المكرم 1338 پيچىئيل ، 30 جوزا - عصر به همراهى آقا بازديد ماژر ادموند قونسل سياسى انگليس رفتيم . امير انتصار هم بود . در اين بين پيشخدمت اجازهء دخول معاون بانك شاهنشاهى را خواست كه از رشت آمده وارد شده بود . مشار اليه ايرانى بود و سالهاست در بانك مستخدم است . گفت سه روز است از رشت حركت نموده‌ام و سه ساعت قبل وارد قزوين شدم . چون نص حديث نزد او بود متفقا خواهش نموديم قضايا را بيان كند . گفت :

خبرهاى رشت

روز . . . « 1 » ماه رمضان ، پس از آنكه ميرزا قرار و مدار خود را با بولشويكها در انزلى گذاشت خبر كردند كه وارد شهر رشت مىشود . دكاكين را بستند . دسته‌دسته ، گروه‌گروه مردم به استقبال رفتند . باران شديدى شب آمده بود بسياربسيار گل شده بود . حكومت رشت ميرزا احمد با تمام اجزاء ادارات دولتى با كليهء اعيان و اشراف و تجار با درشكه و كالسكه و اتومبيل تا مسافتى بيرون شهر استقبال رفتند . قزاق و ژاندارم در معبر
هامش
( 1 ) - تاريخ روز در اصل نوشته نشده است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5664 | قهرمان ميرزا عين السلطنه