تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5655

مساهمون:

ص٥٦٥٥

كالسكهء سلطنتى

رفتيم به باغ اربابى . چادر و دستگاه براى ناهار شاه و سويت زده بودند . مستوفى الممالك ، اقبال الدوله و جمعى منتظر شاه بودند . ناهار حاضر نشده بود قدرى نان و شيرينى خورده آمديم كه حركت كنيم شوفر مىگفت من نمىروم ، زيرا شاه بايد سوار اتومبيل من شود . افخم الدوله گفت براى آن‌كه سر اين اتومبيل مىخوابد . روزى كه شاه وارد كرمانشاه شد اين اتومبيل را سوار شد و سرش را خواباند . اين شوفر به همان خيال است . شما به او حالى كنيد كه در طهران كالسكهء سلطنتى را مىآورند محتاج اين اتومبيل نيستند . من به زبان انگليسى تا آن حدى كه مىتوانستم به او حالى كردم كه طهران « استيت كوچ » خواهد بود . بالاخره راضى شد و حركت كرديم .

آيين‌بندى در راه

تمام خط راه از قزوين الى طهران به فاصله‌هاى كم قزاق سواره و پياده ايستاده بود . بعضىها نيزه‌دار بودند و صاحب‌منصب هم متصل در حركت بود . تمام منازل پست ژاندارمرى را زينت كرده بودند . هرجا قالى نبود گليم آويخته بودند . تمام كاروانسراها ، قهوه‌خانه‌ها و دكاكين كنار جاده زينت و آئين‌بندى بود ، خصوصا كرج ، دو ساعت و نيم هم كشيد تا رسيديم به باغ شاه كه حقيقتا ادارهء ژاندارمرى هنگامه آئين‌بندى و زينت نموده بود .

ورود به طهران

دم در باغ دوم پياده شديم . توى باغ خيلى جمع بودند . فخر الملك بود . نوشيروان ميرزا و پسرهاى افخم الدوله هم آمده بودند . وزرا و رجال و اعاظم شهر ، وكلا و تجار معتبر و غيره همه دسته‌دسته مىآمدند . سفراى دول متحابه هم آنجا شرفياب بايد بشوند . من آنقدرها نماندم . بيرون آمده ابو القاسم كه با نزهت طهران آمده بود پيدا شد . رفت درشكه آورد و اسبابها را ميان آن گذاشت . من سوار شدم رو به خانهء حضرت و الا . تمام عرض راه تا درب شمس العماره همه‌جا طاقهاى نصرت بسته و تمام دكاكين و درب خانه‌ها زينت و آئين‌بندى بود . اداراتى كه در ميدان توپخانه بود ، بانك شاهنشاهى هريك زينت [ شده ] بود . حقيقتا بعضى از طاقهاى نصرت و درب خانه‌ها قابل آن بود دو سه ساعت آدم بايستد و تماشا كند . جمعيت در تمام خيابانها و پشت‌بام از زن و مرد بىاندازه جمع شده بود . قشون همه‌جا با موزيك صف بسته بود . در حقيقت تماشاى من بهتر از