تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5652

مساهمون:

ص٥٦٥٢
شب شام نيم‌رسمى دادند . فقط شاهزادگان با شاه صرف نمودند . مسكرات هم هيچ نگذاشته بودند . بصره به‌قدرى آباد و خوب شده بود كه به وصف نمىآيد .

در بغداد

از آنجا بغداد رفتيم . قشون انگليس همه‌جا صف كشيده بود . مردم شهر تمام استقبال آمده بودند . شهر و معبر شاه را زينت نموده بودند . ايرانيها شادى مىكردند . از چندى قبل حكم شده بود تمام صحنها و رواقها ، حتى تمام در و ديوار اماكن مشرفه را پاك و تميز كنند . تمام را زينت نموده هرقدر اشياء عتيقه و قاليهاى تقديمى سلاطين سلف بود بيرون آورده فرش نموده بودند . اعليحضرت تا درب صحن با كلاه جيقه‌دار مىرفتند . از آنجا به رسم مرحوم ناصر الدين شاه كلاه جيقه‌دار را برداشته كلاه ساده به سر مىگذاشتند و داخل صحن مىشدند . دفعهء اول علماى شيعه و سنى هريك از اماكن مقدسه در صحن خدمت شاه رسيده و معرفى شدند . بعد هم اعليحضرت براى هريك پول و انفيه‌دان و انگشتر فرستاد . حامل همگى من بودم . علماى درجه اول را هريك بيست هزار روپيه به عنوان اينكه به مستحقين برسانند روانه فرمودند . فقط آقاى ميرزا محمّد تقى « 1 » پول را رد كرد . گفت خود شما به مستحقين برسانيد . شريعت و ديگران گرفتند . به پست‌تر از آنها پول و انگشتر و انفيه‌دان مرحمت شد .

بوسيدن شاه

شاه به‌واسطهء گرما مريض شد اسهال گرفت . به اين جهت نه سامره مشرف شدند نه سلام نشست كه انگليسها تهيهء سلام مفصلى ديده بودند . روزى كه ايرانيها به حضور رفتند يك نفر از تجار خيلى پير عقب مانده بود . وقتى رسيد كه همه رفته بودند . فقط قونسل بغداد در اطاق شاه بود . براى آنكه مأيوس مراجعت نكند احضار به اطاق شد . لدى الورود و دست به گردن شاه انداخته و روى شاه را بوسيد . شاه آن‌وقت چيزى به آن پيرمرد نگفت ، اما بعد خيلى اسباب صحبت و گاهى باعث تغير شاه شد . قونسل مىگفت طورى به تردستى و مهارت دست گردن شاه انداخته بوسه كرد كه براى من مجال آن‌كه ممانعت كنم نشد . . . . مجددا [ باغ ] حكومتى رفتيم . دو سه مرتبه وثوق الدوله به افخم الدوله پيغام داد و خدمت شاه رفت . بعد شام خوردند . صارم الدوله هم همراه آمده بود . بعد منزل آمديم .
هامش
( 1 ) - آيت اللّه محمد تقى شيرازى از مراجع تقليد شيعيان . ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5652 | قهرمان ميرزا عين السلطنه