تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5645

مساهمون:

ص٥٦٤٥
روز چهارشنبه نصير الدوله از هيئت وزراء تلفن نمود اگر مايل به زيارت مفتى هستيد فورا بيائيد . به عمارت هيئت رفتم و گفتند به‌سمت معاونت من بايد به استقبال اعليحضرت برويم . رئيس الوزراء ناخوش بود روز پنجشنبه خانهء او رفتم . پس از دستورالعمل و فرمايشات كه من چندين ماه بود نزدش نرفته بودم جواهرات و پول و ساعتهاى طلا ، انگشتر ، عصاى جواهر براى علما همه را تحويل من دادند و گفتند برويد تهيهء مستقبلين را ببينيد . از آنجا بيرون آمده مشغول تهيهء حركت آقايان شدم . تا زمان حركت حضرت اقدس و الا را هم هر شكل بود راضى نمودم .

نصير الدوله و موثق الدوله و صارم الدوله

گفتم بد نيست يكى از چپ مىرويد يكى از راست . فرداست انوشيروان ميرزا هم براى لندن حركت مىكند . بنه‌پا و منزل‌پا ، دچار خانهء كثيف قزوين و مرافعهء الموت من هستم . نيم ساعت از شب رفته به اتفاق ديدن آقايان رفتم . نظام السلطان كه نبود معاون پذيرائى مىكرد . وارد اطاق شدم موثق الدوله و نصير الدوله نماز مىكردند كه نماز كردن نصير الدوله را كمتر ديده بودم . ماچ و بوسه كردند . صارم الدوله هم بود . ايشان هم معانقه نمودند . نشستيم و مشغول صحبت شديم . نصير الدوله گفت به شهادت حضرت و الا صارم الدوله آنچه ممكن من بود كوشش كردم منتهى به جهاتى نتيجه براى شما حاصل نشد . اما خداوند تلافى كرد و چه تلافى كاملى كه همه‌كس متحير ماند . من گفتم وقتى كه براى من نتيجه حاصل نشود چندان خوشحال نيستم . ديگر صحبتهاى مسافرت به ميان آمد . صارم الدوله حاكم همدان و اسدآباد كنگاور و كرمانشاهان شده است . مىرود كه براى ورود اعليحضرت آنجا باشد . رياست صورى با موثق الدوله است ، معنوى با نصير الدوله . آقاى صدر الممالك ، سيف الاطباء و ميرزا محمّد خان پسر نصير الدوله ( براى مترجمى انگليسى ) همراه هستند . سردار حشمت هم با اتومبيل خودش به عزم زيارت همراه است .

قرارداد و علماى عتبات

من از افخم الدوله پرسيدم صدر الممالك پيرمرد و سيف الاطباء براى چه همراهند . گفت انتخاب آنها با موثق الدوله براى اين است كه علماى عتبات را ملاقات نموده در باب لزوم اجراى قرارداد موافق نمايند . يك جزو اين عمل با من هم هست و به‌همين جهت است كه وزير دربار اصرار دارد من ريش را بلند نمايم . بعد برخاسته منزل آمديم . آقاى