تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5648

مساهمون:

ص٥٦٤٨

دودستگى در تبريز

تبريز به كلى مأمورين دولت را خارج و بيرون كردند . شهر دست دو دسته است . يكى دستهء صدق السلطنه ، ديگرى خيابانى . هردو هم ضديت باهم دارند .

توپ انگليس

جنرال از انزلى آمد نظام السلطان آنجا رفته بود . ميرزا اسمعيل خان مترجم بود . به من گفت كه جنرال واضح حرف نمىزند مخفى مىداشت . همين گفت محال است در جائى توپ دشمن صدا كند و توپ انگليس جواب ندهد . دنيكين را نمىخواستند . اسلحهء او را مىخواستند داديم . اما من اختيار تامه نداشتم تلگراف كردم جواب نيامد . از انزلى به رشت رفتيم . به آنها شرحى نوشتم جواب گفتند از مسكو مىآيد .

استقبال كوچك خان از بلشويكها

كوچك خان فورا انزلى به استقبال بولشويكها رفته يك شب در كشتى توقف نموده بعد بيرون آمده نطقها نموده است . حالا بايد منتظر بود كه چه اسبابى كوك كند .

پيشنهاد تدين

روزنامهء « صداى ايران » كه مديرش آقاى تدين است پيشنهاد فورى براى علاج تمام دردها نموده است . اول اعلان حكومت دموكراسى و دادن امتيازات به مجلس شوراى ملى ( مثل اين‌كه مجلس باز است ) . دوم افكاك قوهء روحانى از سياسى . سيم تقسيم املاك بين رعايا . اگر به طيب خاطر مادهء دو و سه را قبول ننمايند جبرا و قهرا جارى خواهند نمود . جريدهء « ايران » جواب مىدهد « ثبّت الارض ثمّ انقش » ما مملكت داريم كه اراضى تقسيم كنيم ؟

ورود چهار هزار نفر روس

چهار هزار نفر گفتند از همراهان دنيكين وارد ايران شده‌اند ، زن ، مرد ، بچه . اغلب از نجبا و صاحب‌منصبانند . بعضى پول و پله دارند ، بعضى هيچ ندارند . غالب را بغداد مىبرند . ديديم با چه ابهت و جلالى وارد مىشدند . حالا هم مىبينيم كه به چه قسم وارد