سرماى شب چهارم و پنجم تمام باغات شهر و دهات را سوزاند و خسارت اندازه ندارد . از قرارى كه در جرايد ديدم غالب بلاد ايران اين سرماى بىموقع شده و همهجا سردرختى سوخته است .
شيخ محمّد خيابانى و استقلال داخلى
وثوق الدوله ناخوش است . مردم خيلى او را عقب كردهاند . ماژر ادموند و دو سه نفر صاحبمنصب ديگر تبريز رفتند . آنجا خيلى شلوغ است . استقلال داخلى مىخواهند .
سردسته شيخ محمّد خيابانى است .
اوضاع دنيا
دنيا آرام نيست . فرانسهها خيال دارند هامبورگ و دارم استانى را بگيرند . انقلاب آلمان چندان طولانى و مفصل نگرديد . وزراى جديد از حزب امپرياليزم برقرار شدند .
امريكا هنوز معاهده و رسايل را امضاء نكرده خيال صلح انفرادى دارد .
قاتل صدر العلماء
شهرت دارد كه در طهران از توى خيابان به اطاق سپهسالار چندين گلولهء تفنگ انداختهاند . اما صدمه به خودش يا ديگرى وارد نشده . مهدى خان نامى از بستگان منتصر الدوله را دستگير نمودهاند كه اين آدم قاتل صدر العلماى راونجى است .
پليس جنوب
از صاحبمنصبان و نفرات ايرانى پليس جنوب جمعى قزوين آمدهاند . سواى كلاه ساير لباس آنها همان لباس صاحبمنصبان و سرباز انگليسى است . روى شانهء آنها اين سه حرف
S . P . R
با فلز زرد نوشته شده ، تفنگچى جنوب ايران . گفتند عدهء آنها از حاضر خدمت و ذخيره ( رزرو ) سى هزار نفر خواهد شد . غروب مغازهء آشوت بودم تلگراف حاجى افخم الدوله رسيد كه با مستقبلين شب شنبه يا روز شنبه قزوين مىآيم .
ورود افخم الدوله
عصر شنبه 19 شعبان المعظم - حمام بودم ابو القاسم بيك آمد گفت حاج افخم الدوله تشريف آوردند . زود بيرون آمدم . آقا منزل بودند و با بچهها مشغول صحبت ، شرح حركت خودشان را اينطور گفتند :