مانور انگليسها
دوشنبه ششم - امروز براى نمايش كلنل و صاحبمنصبان فوج 87 آيرلند « 1 » اردو دعوت نموده بودند . صارم السلطان آمدن آقا را به نايب قونسل كاپيتان گريو گفته بود .
اسمعيل خان را فرستاده بود تشريف ببرند قونسلخانه و به اتفاق گريو به مانور بروند . آقا رفت و من با عدل الممالك درشكه نشسته رفتيم نمايش ، اغلب دويدن و جستن آدم و اسب بود . حقيقتا خيلى زحمت كشيده بودند ، هم آدمها هم اسبها . بعد بهقدر صد نفر سرباز ايرلندى براى مشقهاى بدنى آمدند . همه سرها باز ، يك پيراهن سفيد كه بر گردن يخهء آن با كمى از جلوى آن قرمز بود ، شلوارهاى كوتاه مچ پيچ و پوتين به فاصله دويست قدم به ما صف كشيدند . موزيك بناى نواختن را گذاشت .
مشق قشنگ
اينها يك مشق قشنگى
Physical Training
كردند كه ما هيچ نديده بوديم . تمام حركات دست و سر و پا و كمر اينها مثل اين بود كه يك ديوارى از عروسك است كه به واسطهء فنر يا اسبابى به آن حركت مىكنند . صداى تحسين و آفرين از همه بلند بود . واقعا و حقيقتا ديدن و تماشا داشت . تمام محو تماشا شده بودند ، بهطوريكه اگر سوزن به پشت گردن هريك از ما مىزدند ملتفت نمىشد . بعد فلوتزنها چند مرتبه با آن لباسهاى ممتاز و پوستهاى ببر موزيك زدند . غروب منزل آمديم . جماعتى از صاحبمنصبان انگليس با دستهء فلوتزنها براى اسبدوانى طهران رفتند . اسب هم خيلى همراه بردند .
مخالفين قرارداد
طهران ، آقا مىفرمودند قدرى منقلب است . تمام وكلاى طهران كه مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، مستوفى الممالك ، حكيم الملك از آن جمله هستند با قرارداد مخالفت دارند . حالا مشغول هستند كه از ولايات كسانى را انتخاب كنند كه طرفدار قرارداد باشند ، مثلا معتمد السلطنه از سرخس يا فلان آدم از سيستان . ضمنا قزاقها را هم بهطرف خود كشيدهاند .
هامش
( 1 ) -Royal Irish Fusiliers .