تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5640

مساهمون:

ص٥٦٤٠
منتظر رأى مجلس باشيد . آنها مىگويند هنوز مجلس داير نشده پس چرا مشغول عمليات شده‌ايد . لنين نيز بيانيه منتشر نموده پس از آن‌كه حدود روسيه به سرحدات 1914 رسيد قباى سرخ را از تن درآورده جامهء سفيد پوشيده با همه صلح مىكنم . تبريز انقلاب دارد . قشون انگليس متصل به انزلى مىرود . عالم شلوغ است .

اسبهاى نظام السلطان - تيراندازى

شنبه 4 شهر شعبان ، 3 ثور - باد بسيار سردى مىآيد . مانور انگليسها موقوف شد . نظام السلطان براى اسب‌دوانى كلوب شاهنشاهى طهران رفت . چند اسب گذاشته است . نظام السلطان اسبهاى بسياربسيار خوب دارد . تير هم خوب مىاندازد . به من مىگفت من خودم سواركار و تيراندازم . در ميان ئيل بختيارى خيلى بودم و خيلى سوار ديدم . مدتى هم - رفتن و مراجعت با مهاجرين - در لرستان و ميان آنها بودم ، من سوار و تيرانداز مثل كسان و اقوام امير نصرت نديده‌ام . اگر اينها سوار و تيراندازند ديگران چه مىگويند . بيست و پنج آهو همه را قيقاج روبه‌روى من شكار كردند . چه اسبها داشتند . يكى كه سوارى من بود از صبح تا غروب من با آن تاخت‌وتاز كردم عصر بهتر از صبح سر دماغ بود . ماژر ادموند هم همين قسم مىگفت كه من همچو سواركار و تيرانداز در تمام مسافرت ايرانم نديده‌ام .

سفر عماد السلطنه به پاريس

من خانهء نواب عاليه بودم آدم آمد كه آقاى عماد السلطنه منزل تشريف آوردند . زود رفتم و نهايت خوشحالى برايم روى داد . آقا براى معالجهء سوزش سينهء خود پاريس مىروند . مىفرمودند با وصف آن‌كه همه كار نوشيروان ميرزا آماده بود به علت نامعلومى حضرت و الا همراه من نفرستاد . پانصد تومان هم قرار بود كمك خرج بدهد نداد . شب نواب عاليه و بچه‌هايش اينجا آمدند . آقا سيگار را ترك نموده . بسيار هم آرام آرام بايد راه بروند ، كم غذا بخورند . آقا سبيلها را ديگر حنا نبسته عجب‌تر آن‌كه زلفها را هم زده بودند كه با همه تغييرات تا اين ايام زلفها به همان مد قديم بود ، همين قسم لباس . عادات آقا كه هيچ‌وقت تغيير نخواهد نمود و لايتغير است .