گذاشت و عمدة العلماء شد .
اموال مؤلف در خانهء كدخدا دانيال
من كاغذجاتى به خط اين آدم به دستم افتاد كه هنوز هم دارم . از قول على مردان خان به رعايا نوشته در باب سرباز و تقديمى هزار و ششصد تومان به ساعد الدوله . همهجا خودش را جناب آقاى محمّد خان نوشته است . اين ملعون مبلغى مال مرا برد حتى گوسفند و بز و گندم و جو . حتى در خانهء پدرش كدخدا دانيال زير سيگار و بعضى اسباب ديگر مرا ملا محيط ديده بود و به دانيال گفته بود مىگوئى مال عين السلطنه نزد ما نيست درحالىكه اين جاى گرد سيگار گواهى مىدهد . با اينحال يك تكه از مال مرا عمدة العلماء العظام پس نداد و كسى هم نگرفت بدهد .
اموال مؤلف در زاغه
جلال طهران رفت . پسرش زين العابدين و اسمعيل كلانى با سيف قلى زاغهاى را ژاندارم به شهر آورد . مقدارى اسباب مرا هم گرفتند با دو گاو ماده و يك الاغ ( يك الاغ و يك گاو را پس از چندى گفتند مال ديگرى است و ژاندارم گرفت . ) اموال را پس از چندين ماه كه خوب زيرورو كردند گفتند بيائيد ببريد . رفتم چيزهائى بود كه حقيقت من شرم كردم ببرم . گفتم مال من نيست . خود دانيد . آن را هم غنيمت شمرده بردند . از گير دزد درآمد به چنگ رمال افتاد . آن سه نفر را هم پس از چند روزى به قيد كفيل مرخص نمودند بدون مجازات .
جنگ انگليس و افغان
افغانها مشغول جنگ با انگليس شدهاند . اين خبر را چندان آشكار نمىكنند . قشون هندى و انگليسى مىآيد اما احدى از عدهء آنها ، ورود و خروج آنها مسبوق نمىشود . به كلى بر خلاف روسهاست كه صد نفر عده وارد مىكردند با يك آب و تابى بود كه جلوهء هزار نفر مىشود . بولشويك مثل طاعون در روسيه قتل و غارت مىكند . صلح نمىشود و عالم منقلب است . من ديگر دماغ آنكه مطالب و وقايع خارجه را مفصل بنويسم ندارم .
حركت به الموت
شب جمعه 14 رمضان ، 23 جوزا - قوىئيل 1337 هجرى ، 1919 ميلادى - ساعت چهار با زينب و بچهها وداع كرده پس از شش ماه سرگردانى و آنهمه غارت و خسارت