فرار ساعد الدوله و مطالبهء و ربا
و ربا ساعد الدوله را با امير روبرو مىكند . انكار ساعد الدوله نتيجه نمىدهد . التزام مىدهد ميرزا را هركجا باشد سه روزه حاضر كند . ضامن ساعد الدوله هم منتظم الملك مىشود . ساعد الدوله شب دوم به اتفاق دو نفر ارمنيهاى مستخدم خودش يك « نويد » تركمانى گرفته و فرار مىكنند . و ربا شهسوار رفته بود . در آنجا به عشق ضعيفهء روسى يا ارمنى كه آنجا بود عرق زياد مىخورد و با همان حال مراجعت به خرمآباد مىكند .
ساعد الدوله را احضار مىكنند ، هرچه تجسس مىكنند پيدا نمىشود . حكم مىكند دارى برپا كنند ، منتظم الملك را بياورند .
منتظم الملك و ديدن دار
تقى خان آدم من آنجا بود و نقل مىكند كه منتظم الملك را آوردند ، اما چه منتظم الملكى ، قالب بىروح . چشمش كه به دار افتاد لرز بر اندامش افتاد . كشانكشان او را وارد تالار بزرگ عمارت سپهسالارى نموده در حضور و ربا . و ربا مست خطاب مىكند ساعد الدوله را بده . او التماس مىكند و هى قسم مىدهد كاپيتان شما را به عيسى مسيح قسم مىدهم ، شما را به بتول عذرى قسم مىدهم ، بچههاى مرا يتيم نكن . روى پاى و ربا ، دست و ربا مىافتد . و ربا فحش مىدهد و تشدد مىكند . بالاخره منتظم الملك غش مىكند و دو نفر از صاحبمنصبان شفاعت مىكنند كه مهلت بدهيد تا برود ساعد الدوله را بياورد . به اين حيله و ربا را ساكت مىكنند . مىرود اطاق ديگر و خوابش مىبرد . پس از بيدارى و هوشيارى به او حالى مىكنند كه ساعد الدوله فرار كرده و منتظم الملك را هم اگر دار بزنيد او به دست نخواهد آمد . از تقصير مىگذرند و منتظم الملك را حاكم مىكنند . در حكومت به قدرى فشار به او مىآورند كه شبانه بهسمت طهران فرار مىنمايد .
متوارى بودن ميرزا كوچك خان
اما ميرزا كوچك در جنگلها متوارى بود . بعد خودش را مجددا به كسما رسانيد . از عدم فعاليت دولت و پلتيك بد او و سستى حكام رشت ، تعدى قزاق ، باز ميرزا به سر كار اول خود رفت . بلكه اهميت و اعتبارش بيشتر شد الى يومنا هذا كه اگر عمرى باشد در همين مجلد بهطور تفصيل خواهد آمد .