خاسرا مراجعت كرد . در صورتى كه برهان الدوله با سعادتقلى در همان ده در خانهء يكى از رعايا بودند و پس از عزيمت او باز از راه ديگر به طهران رفت .
اينجا تصور نشود كه مأمورين ما آنقدر وظيفهشناس هستند كه مأموريت خود را تا حد امكان تعقيب و انجام بدهند ، بلكه براى جلب نفع خود و گرفتن پول اينطور جديت به خرج مىدهند . بنان همايون ميرزاى امير به اين آدم وعدهء پول زيادى كرده بود و اين تلاش و خودكشى بالاى ديوار رفتن و غيره و غيره براى آن پول بود .
اما برهان الدوله با اين همراهى و خوبى من كه به موجب گفته و نوشتهء خط خودش از كشتن نجاتش دادم تا رمضان سال قبل پول مرا نداد . طهران رفتم ، خانهاش رفتم رو پنهان كرد . بعد براى من يك سند چهار ماهه نوشت فرستاد . ممنون شدم كه انكار نكرد . اگر مىكرد چه از دستم برمىآمد . آن حواله را به حضرت و الا دادم . به جان كندن ، خورد خورد سيصد تومان داد و تا امروز 13 ذيحجهء 1339 تخاقوىئيل يكصد تومان آن باقى است « 1 » .
باغ نصر اللّه خانى
4 شنبه 24 ج 2 - ما از باغ امجد به خانهء بيگلراف كه معروف به خانهء حاج نصر اللّه خانى است رفتيم . در نزديك دروازهء راه كوشك است . عمارت كهنهساز دارد .
حوضخانه ، حمام ، باغ آب روان ، پشت باغ رفعت السلطان به فاصلهء نهصد قدم واقع است . ما بايد نزديك او باشيم . زيرا ما يحتاج نداريم و متصل از آنجا بايد بياورند و ببرند .
ماهى سى تومان اجاره دادند . خوب جائى است . افسوس روسها آن را خراب كردند . با اين تعميرات هم آباد نمىشود . آب كيفورى مدام مىگذرد .
استاد فرهاد جوان ناكام ديشب به جوار حق پيوست . خيلى به من تلخ گذشت . از ترس ناخوشها پنهان داشتيم . بيچاره سيما ، حيدر قلى خان به آن زودى مرد اين شوهرش هم دوام نكرد . بچهء او خسرو هم حال ندارد اما خطرناك نيست . على محمّد سخت افتاده سايرين هم خوب نشدهاند .
تصاحب رشت توسط ميرزا كوچك خان
ميرزا كوچك خان رشت را تصاحب كرد . قطع روابط كليتا شده است . متصل قزوين قزاق مىآيد . رئيس اردو استروسلسكى رئيس دويزيون قزاق است . به اين واسطه ميرزا
هامش
( 1 ) - دو سطر آخر را نويسنده بعدا به متن افزوده است . ( مسعود سالور )