زيرا ايران در رديف ساير دول بىطرف كه خسارات و صدمات از طرف دول جنگجو نديده باشد نيست ، بلكه در بىطرفى برابر با دول متحارب صدمه و زيان فوق العاده ديده است .
در اطراف صلح ( مقالهء ديگر )
ايضا - در اطراف صلح - هنوز اطلاعات صريحى دائر بر اينكه متفقين پيشنهاد متاركهء جنگ و صلح متحدين را پذيرفته يا اينكه موافقت كلى در خصوص پذيرفتن آن حاصل شده باشد به ما نرسيده . هنوز بر طبق اشعارات رويتر در درياها و پارهاى از قطاع ميدان حرب محاربات سفاكانه دوام دارد ، هنوز كدورت و سوءظن طرفين از بيانات جرايد آنها نسبت به يكديگر كاملا هويداست . ليكن با تمام اين احوال از طرفى ضعف و فرسودگى دنيا و از طرف ديگر كاپيتاليزم يا سرمايهدارى ممالك متخاصم براى نجات موقتى از چنگال انقراض و از بيم آنكه مبادا در نتيجهء برخى نهضتهاى داخلى مقدراتى متشابه با ميليتاريزم يا قوهء نظامى نصيب آنها گردد بلاشبهه موقع را از دست نخواهند داد و براى ابقاى دورهء حكمرانى منفور خويش در اين مورد با طرفداران خاتمهء جنگ همراهى [ مىكنند ] و همداستان خواهند گشت . بنابراين قدرى جسورانهتر از سابق مىتوان گفت دورهء فرمانروائى رب النوع جنگ سپرى گرديده .
در اينجا باز [ راجعبه ] پيشنهاد صلح و شرايط جديد ويلسن و جواب دوم آلمان كه همه را قبول كرده شرحى افاده مرام مىكند و سپس مىنويسد .
اين مطلب جواب غيرمستقيم به سؤال اخير ويلسن بود دائر بر اينكه آيا همان احزاب نظامى پيشنهاد متاركه نمودهاند يا ملت آلمان . مصادف با اين قضيه عدهاى از صاحبمنصبان بزرگ كه تاكنون رؤساى حزب نظامى بودند در برلن كناره نموده و كنترل لشكرى يا حكومت نظامى در آلمان مبدل به نظارت و كنترل صاحبمنصبان كشورى گرديد و اين وقايع كه در آژانس رويتر به خاتمهء ميليتاريزم آلمان تعبير شده باز هم جواب غيرمستقيمى بود و اطمينان مىداد كه سپس در آلمان احزاب نظامى فرمانروا نخواهند بود .
كنارهگيرى قيصر
در همين ضمن شايعات راجعبه استعفا و كنارهجوئى قيصر از تاج و تخت قوت يافت و سلاطين ممالك متحدهء آلمان در كنفرانس عظيم برلن ( كه از زمان تشكيل امپراطورى آلمان فقط يك مرتبه بعد از فتح معروف در جنگ فرانسه در ورسايل دعوت شدند اينك