در اينجا سه ستون از بىكسى و صدمات و مشقات ايران مىنويسد ، خصوصا از قحط و ناخوشيهاى جوربهجور كه ايران را احاطه كرده و احدى در فكر جلوگيرى از آنها نيست و متصل آدم تلف مىشود و در خاتمه مىنويسد :
هنوز فلان سياسى همان سخن را مىگويد كه سه سال قبل مىگفت . هنوز فلان وزارتطلب همان حركتى را مىكند كه پنج سال قبل مىكرد و اتفاقا روش عمومى ما نيز همان است كه هميشه بوده و البته همان نتيجه را خواهيم گرفت كه هميشه گرفتهايم . اما نبايد اينطور باشد . وضع روزگار مىگويد كه سه سال قبل با امروز خيلى تفاوت دارد .
روزگار همواره در تغيير است . زمينهها هر روز در كار عوض شدن ، وظايف هر ساعت متفاوت ، افكار هر وقتى در انقلاب و انسانهاى دنيا در هر عصرى آن را بهجاى مىآورند كه حيات آنها را تصديق كند . بخل ، حسد ، كينه ، اختلاف ذوق و مشرب ، انتقامجوئى اينها براى اوقات فراغت است . شبنامه و انتشار هرزگى براى روز هرجو مرج است . تفنن و انتريگ و دستهبندى مختص اوقاتى است كه لااقل مملكت طاقت و توانائى آن را داشته باشد . ولى حالت حاضره با پيشآمدهائى كه دو ماه قبل يك نفر از شماها تصور آن را نكرده بوديد ديگر به ما اجازت نمىدهد كه عوض نشويم ، خودمان را براى زندگانى جديدى حاضر نكنيم و تا مدتى روش و طرز عمليات خود را براى فوت نشدن ترك نمائيم . دنيا كسى را بيشتر نفرين مىكند كه دنيا عوض شده و او عوض نشود .
موقع هميشه به كسى لعنت مىفرستد كه موقع فرارسيده و او از موقع استفاده نكند و بدبخت كسى است كه بداند بد مىكند و باز هم از بد خود دست برندارد .
جواب به ويلسن
مقالهء مفصلى « ايران » مىنويسد شرح و تفسيرى براى جواب ويلسن مىدهد كه آن وقت در همهجا پيشرفت با متحدين بود و حاليه به كلى برعكس است . اين است كه شرايط را سختتر مىكنند ، خصوصا اين شرط كه ( هر قوه كه بتواند صلح عالم را بههم زند بايد معدوم يا از شدت ضعف شبيه معدوم گردد ) .
تسليم بدون شرط
مختصرى از اخبار رويتر 20 اكتبر - در احساسات عمومى راجعبه پيشنهاد متاركهء جنگ يك نوع تشويش و اضطراب مشاهده مىشود . براى اينكه در مقابل جبران خسارات و فداكارى مؤتلفين اقدام ناقص يا خطرناكى به عمل نيايد اين مسئلهء مهم در ضمن چندين مصاحبه با رؤساى طبقات عمومى مطرح گرديده است . در ميتينگ كنيزبوم