تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5416

مساهمون:

ص٥٤١٦
بودند ، به محض قصد حركت شاه ، به زبان آمده گفتند اگر شاه برود وليعهد يا ديگرى را به‌جاى او برقرار مىكنيم . اين تهديد كه نظير آن در مصر واقع شده بود باعث وقفه گرديد . )

مهاجرت - اختلاف سران

سپس چند مسئله پيش آمد كه حس يك طرفى را قدرى سرد نمود . يكى مخالفت مأمورين و نظاميان عثمانى در سرحد با مأمورين و مداخله نيافتن ايرانيان و آلمانها در امور جنگى و ساير امور و نرساندن اسلحه و ديگر شكستهاى پىدرپى قواى ايران از قواى روس در خط همدان و كرمانشاهان و بالاخره دوئيت و مخالفتهاى شديد كه بين نظام السلطنه طرفدار ترك و سليمان ميرزا طرفدار آلمان در كرمانشاهان « 1 » [ پيش آمد ] و مراجعت بعضى از مهاجرين و براى دست آخر سقوط بغداد و تمام « مزوپوتامى » در زير پاى سربازان انگليس . اينها روىهم‌رفته يك حس سردى و يأسى از مساعدت مستقيم آلمان در امور ايران ايجاد نمود و بالنتيجه حس يك طرفى مبدل به حسن بىطرفى شد و به‌قدرى اين سكوت و خمودت عميق و ثابت بود كه پس از انقلاب روسيه و از بين رفتن يك قسمت بزرگ قواى متفقين باز اميدوارى سابق به فتوحات آلمان و موافقت آن دولت با آزادىخواهان ايران عودت نكرد . حتى يكى دو خبر راجع‌به معاهدهء برست ليتوسك و مربوط بودن به ايران نتوانست اميد و يقين اول را در دماغهاى زودباور و زودرنج ايرانيان تثبيت نمايد . فقط سياست خشن و غيرقابل تحمل سفير انگليس بود كه قدرى باعث داد و فرياد افكار مطبوعات شد . و الا براى رسيدن به يك نتيجهء قطعى و گرفتن يك وثيقهء عملى نه دولت ايران خود را حاضر نموده و نه از طرف ملت و احزاب اظهار حرارت و فعاليتى به كار رفت .

عمليات انگليسها

براى اثبات اين‌كه « كابينهء نجات و اميد » براى خود يك وثيقه و سند اعتمادى از هيچ طرف در دست نداشتند بهترين ، مذاكرات و مصاحباتى بود كه در ضمن سقوط كابينهء علاء السلطنه و روى كار آمدن كابينهء مستوفى الممالك بين يك عده از رجال وطن‌پرست
هامش
( 1 ) - به مناسبت اسمى كه از سليمان ميرزا برده شد ضياء الدوله در رودبار گفت او را در دجله غرق كردند . به هرحال مفقود است و معلوم نيست در حبس انگليس است يا واقعا اعدام شده است ( يادداشت از نويسندهء خاطرات ) .