ميل انگليسى فاصله بمبارده مىكرد « 1 » ( هر سه ميل يك فرسنگ ايران و بيست و چهار فرسنگ و دو ثلث فرسنگ مىشود . ) از قزوين به طهران يا به رشت گلولهء آن مىرود .
اسم اين توپ را سپاهيان متفقين
Lony Bertha
گذاشتهاند . مخترع گاز مسمومكننده پرفسور اتو اسمبرنكاس به دست قشون امريكا اسير شده ، مىگويند اخيرا بعضى اختراعات هولناكترى نموده است . در يكى از نمرات « ايران » خواندم در هر ماهى از اين تعرض آلمانها سيصد هزار از اين طرف ، سيصد هزار از آن طرف مقتول واقع شده است .
دختر زيادى
حضرت اقدس و الا دستخطى مرقوم داشته بودند كه عين الملوك عقد شد . همين چند روز عروسى هم مىشود . از شرّ اين يكى هم خلاص مىشويم . آدم خوب نيست از سه دختر زيادتر داشته باشد . زيادى و بال است و زحمت .
كاغذ سالار مفخم
سابقا كاغذى سالار مفخم از راهجرد عراق نوشته بود كه اينجا رسيدم . معلوم شده است فوت مجد الممالك دروغ بوده است . اگر مرا احضار كنند به شرفم برمىخورد و از همگى چشم پوشيده مىروم نزد والى پشت كوه . عريضهاى هم به حضرت سپهسالار نوشته بود .
بعد خبر رسيد طهران آمده . من به سپهسالار نوشتم خوب است احضارش كنيد . حالا مىبينم از يك فرسنگى بروجرد كاغذش مىرسد . تفصيلاتى مىدهد كه اينجا سوارهاى الوار هفتصد نفر هزار نفر ، دو هزار نفر متصل در حركت و چپاول اموال مردم مىكنند .
چون تنگهء زاليان كه ملك ماست طورى واقع شده كه تمام سوار و اموال منهوبه بايد از اينجا بگذرد و سنگرهائى كه ما داريم سى نفر جواب پانصد نفر را مىدهد و يك دفعه هم با الوار جنگ كرديم اموال منهوبه هم مقدارى نصيب سوارهاى ما شد .
اخبار لرستان
لذا سردارها و امراى الوار از جمله شيخ على خان امير عشاير و سردار عشاير و سردار جنگ و ابدال خان و جمعى ديگر ( اين لقبها را پس از مشروطه و انقلاب خودشان به خودشان مىدهند ) به مهمانى نزد من آمدند با پانصد سوار مسلح . دويست نفر دور ده
هامش
( 1 ) - تصور مىرود در ترجمه برد توپ نويسندهء خاطرات اشتباه كرده باشد . ( مسعود سالور )