پيشرفتهاى مزبور بهقدرى بود كه حتى قضيهء محاصره « 1 » پاريس يا وصول به ساحل كاله نيز مطرح گشت . در ضمن همين اوضاع قريب بلكه متجاوز از يك مليون قشون اتازونى وارد صحنهء سهمگين مغرب شد و پس از مختصر كشمكشهائى در طرفين رود مارن دفعتا اوضاع شكل ديگرى را گرفته و منجر به يك رشته عقبتنشينىهائى از طرف قشون آلمان گرديد كه در تاريخ عمر جنگ اين صورت از عقبنشينى و اين حالت از پيشرفت لشكريان متفقين بىمثل و نظير است .
حرب كوه پيكرى كه در اين چهار ساله از دخول مليونها فراوان از قشونهاى جديد انگليس ، عساكر نظامى ايطاليا و رومانى و غيره به مساعدت متفقين ، ورود عثمانى و بلغار و خروج لااقل هفت مليون قواى روس به منفعت متحدين در تمام مدت گذشته نتوانسته است معادلهء قوا را متزلزل سازد ، آيا چگونه شده است كه با رسيدن يك مليان قشون امداديه از امريكا جريان وضعيات تا اين درجه منقلب و موجبات پيشرفت سريع متفقين با اين حالت فراهم گرديده است . از نقطهءنظر ازدياد نفرات نظامى نمىتوان تصور كرد كه متفقين مزيتى نسبت به لشكريان آلمان داشته باشند . زيرا صرفنظر از آنكه در موقع تعرضات آلمان شكايت فرماندهان متفقين از تفوق نفراتى آلمان بود ورود يك مليان قشون امريكا اگر تفوق مزبور را از آلمان سلب كرده باشد باز هم به اين اندازه نخواهد بود كه تا اين درجه مزيت آنان را فراهم سازد و تنها تصورى كه مىرود امريكا با ادوات جديدى مبادرت به جنگ نمودهاند كه شايد آلمانها مدتى وقت براى تهيهء نظاير آنها لازم داشته باشند . بههرحال به دلائلى كه در فوق ذكر شد موازنهء قوا هنوز به طرز مؤثرى متزلزل نشده و عقبنشينى آلمانها با آنكه اجبارى است متدرجا صورت مبهمى به خود گرفته كه كاملا مورد دقت فرماندهى كل متفقين گرديده و بهطورى كه سابقا تلگرافات آژانس رويتر اشعار داشت عنقريب محاربات با طرز و طريقهء ديگرى در فرونت غرب تجديد خواهد شد كه شايد تاكنون مشابه آن ديده نشده باشد و بههمين علت تشخيص اين نكته عبارت از آنكه عقبنشينى يكطرف و پيشرفت طرف ديگر مربوط به پيشآمدهاى ديگرى هستند يا به تجديد محاربات فوق الذكر محول نمود .
( پايان مقالهء ايران )
من اين مقاله را براى آن نوشتم كه اگر من هم در عالم خودم پيشبينى نموده باشم و بر خلاف صورت گرفته ، معفو باشم . زيرا پس از آنكه علماى علم پلتيك و نظام پيشبينىشان پوچ باشد مال من پوچ اندر پوچ خواهد بود .
هامش
( 1 ) - در اصل مخاطره .