واقع شده و مطابق تلگرافات رويتر آتاشهء بحرى را مقتول و عمارت سفارت را غارت كردند . ( در اينجا نويسنده اشتباه مىكند زيرا در قضيهء اول يك ملتى طرف شد و طرف بود و در قضيهء ثانى يك جمعيتى به نام بولشويك كه حال آنها بر تمام ساكنين كره معلوم شده است ) .
تقريبا كار از كار گذشته بالشويكها بهطرف آلمان متمايل شده و نجات خود را به وسيلهء مساعدت وى تصور مىكنند . زيرا چنين مىپندارند كه ظهور احزاب مخالف مانند حزب سوسيال رولسيونر به واسطهء تشويقات و تحريكات متفقين است و آنان را دشمن واقعى خويش مىدانند . چيزى كه در اين ميانه فوق العاده تهديدناك است تجديد دورهء ترور در روسيه است ( چهوقت موقوف شده بود كه تجديد شده باشد . ) كه اين مرتبه ترور رسمى يعنى از طرف حكومت بالشويك يا سويت با مهيبترين طرزى در كار نمايش است و اين صورت دهشتناك يعنى محكوم شدن پنج هزار نفر به قتل يا اعدام كردن اشخاص مظنون كه هر مرتبه عدهء آنها از سيصد تا پانصد نفر است در تاريخ هيچيك از انقلابات بزرگ ممالك دنيا ديده نشده است .
آنچه اطلاعات سابق و لاحق روسيه به دست مىدهد سه جنبش متمايز در روسيه برضد حكومت بالشويك وجود داشته و دارد و هر سهء آنها علنا يا سرا در نتيجهء اقدامات متفقين است كه پس از يأس از بالشويكها كه سپس با آلمان طرف نخواهد شد نهضتهاى مزبور شروع گشت . اولا قشونكشى انگليس و امريكا و فرانسه در خاك روسيه و مسلح نمودن دستهجات چك و اسلواك و غيره بر عليه بالشويكها كه بالطبع حالت خصومت بين آنان برقرار نمود و با موفقيت آنان يقين دارند كه نه تنها حكمرانى بلكه حيات آنها در خطر است ( مثل اينكه حيات آن همه مردم كه كشتند و مىكشند حيات انسانى نبود ) . ثانيا نهضت ارتجاع يعنى طغيان و جمعآورى قوا به توسط ژنرالهاى امپراطورى طلب مانند الكسيف و كورنيلوف و هورواتس و غيره كه جنرالهاى مزبور ظاهرا به نام طرفدارى جمهورى دست به كار نمودند ، ولى باطنا مقصدى جز خنثى نمودن اثرات انقلاب روسيه نداشتند .
پس از آنكه بالشويكها موفق به قلعوقمع آنها شدند . مجددا مىرفت جنبشهاى ديگرى با قدرى صراحت و وضوح به نام اعادهء امپراطورى و سلطنت به نمايش آيد كه اين مرتبه بالشويكها مهلت نداده اول خود تزار نيكلا و سپس وليعهد او را كه جوان پانزده شانزده ساله بيش نبود از بين برداشتند و تقريبا نتيجهء اعدام تزارويچ كه رويتر هفتهء قبل تأييد شدن آن خبر را اشعار داشت نهضت ارتجاع امپراطورى در تخم خود خفه گرديده است . سومين جنبش كه از نقطهنظر داخلى براى بالشويكها و آلمان خيلى
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5400
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٤٠٠