درياى بالتيك تا ساحل بحر سياه و از آنجا تا خليجفارس امتداد داشت فارغ و آسوده مىگرديدند .
اين پيشآمد عديم النظير يعنى خارج شدن ده مليان نفرات قشونى از جنگ ديگر مشابهتى به حوادث سابق از قبيل ورود و خروج يك يا دو مليون نفرات نداشت و سنگينى ميزان قوا هر اندازه زياد و فوق العاده بود باز هم ممكن نبود در مقابل خروج اين جثهء عظيم قشون تزلزل در معادله حاصل نشود . در نتيجه خروج روس از عوامل جنگى موازنهء قوا در چهارمين سال جنگ بهطرف آلمان متمايل شد . تغييرات محسوسى در افكار مطلعين پديدار گشت و كسانى كه متحدين اروپاى مركزى را در پايان كارزار مغلوب مىپنداشتند چنين اظهار عقيده نمودند كه انقلاب روسيه و صلح برست ليتوسك آلمان را از مغلوبيت قطعى نجات داد ، بالاخره ممكن است فتح نصيب او گردد .
معادلهء قوا
مدتى معادلهء قوا مختل به نظر آمد . لكن پس از اندك مدتى باز هم سنگينى دو كفه و عظمت مساعى حريفان بهقدرى بود كه مجددا تعادل حاصل گشت و دنيا مبهوت اين حقيقت شد كه حتى خروج ده مليان قشون نيز نمىتواند موازنه را برهم زند . در ضمن همين اوضاع و در مقدمهء وقوع انقلاب كبير روسيه بود كه دولت اتازونى به مساعدت انگلستان و متفقين وى برضد متحدين داخل جنگ شد . مطلعين نظامى دنيا خصوصا زمامداران جنگى آلمان كه كاملا از عظمت و ابهت موازنهء قوا آگاه بودند به ورود آمريكا در جنگ وقعى نداده و اول كسى كه رأى داد آلمان براى قطع روابط و جنگ با اتازونى حاضر شود ژنرال لودندورف رئيس اتاماژور برلن و قائممقام مارشال هندنبورگ بود .
امريكا
مدخليت امريكا در سنهء گذشته در نخستين سال ورود وى در حرب محسوس و مؤثر نبود . زيرا هنوز قواى مكفى كه بتواند تأثيرى در وضعيات نظامى حاصل نمايد از طرف امريكا به فرونت غرب نرسيده بود و ابتداى ورود آنان در حقيقت از اوايل همين سال شروع گشته است .
زمامداران نظامى آلمان براى آنكه قبل از ورود عساكر جديد امريكا در فرونت غرب موفق به فتوحات قاطعى گشته و مقدمات صلح را فراهم سازند قسمت اعظم از قواى خويش را از فرونت روسيه به آنجا منتقل نموده و در مراحل پنجگانهء تعرضات بزرگ به طوريكه اطلاع داريم پيشرفت قابل ملاحظه نمودند و اگر در خاطر داشته باشيم