تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5381

مساهمون:

ص٥٣٨١
آنجا منتفع شده صوابى از اين بهتر به نظر نمىآيد . اين حرف را رد نكردند تا بعد چه شود . واقعا بسيار مايلم كه اين كار را بكنند . زيرا آنچه حالا بكنند برايش نفع دارد و سواى آن است كه بعد از او بكنند . ( اين شعر را مناسب بود آقا بنويسند :
برگ عيشى به گور خويش فرست * كس نيارد ز پس تو پيش فرست
چون محلهء آقا آب كم دارد و زحمت مردم را مشاهده مىكند بد فكرى نكرده‌اند ) . حال به نظر شما هرچه در اين بابها مىرسد بنويسيد و من هم هرچه باز پرسيدم يا اقدام كردم خواهم نوشت انشاء اللّه . اين كاغذ را نگاه داريد كه يك وقت به درد شايد بخورد . تقى خان را با پول روانه كنيد . براى تصدق و زيرسرى پولى بفرستيد كه البته حضرت و الا خوشش مىآيد . با جواب همين كاغذ - تمام دنيا يك پارچه آتش شده ديگرچه بنويسم پرسيدن ندارد . يك سؤال شما بىجواب ماند كه اگر خداى نكرده همچو واقعه‌اى روى داد شما چه تكليفى خواهيد داشت . چون راضى نمىشوم همچو حرفى را بنويسم اين است جواب را نمىدهم ، الا آن‌كه اگر شد و ما زنده بوديم همان‌وقت بايد بنويسم . و السلام . ( پايان‌نامهء عماد السلطنه )

مرض جديد

اين ايام يك نوع مرضى در اين دهات طلوع كرده كه بعضى دهات يك نفر آدم سلامت باقى نيست . تب مىكنند بلافاصله ، با فاصله كمى سينه و پشت و پاها درد مىگيرد ، سرفه زياد مىكنند . اگر اين مريض هوشش به‌جا بود و گاهى هم تب قطع شد شفا مىيابد . اگر هوش به‌جا نبود و تب هيچ قطع نشود تلف مىشود . از قرارى كه شيخ به من نوشته بود اهل شهر هم مبتلا به سينه‌درد و تب به‌طورى شده‌اند كه نصف بازار بسته [ بود ] و دو سه روز نصف اجزاء ادارات نيامده بودند ، بلكه يك روز به كلى ادارات و بازار تعطيل شده بود . هر بلا و امراض در روى كره وجود دارد هجوم به ايران آورده . مگر خداوند خودش ترحمى بكند .

مقالات روزنامه‌ها - مسئلهء نان

برويم سر روزنامه‌ها كه از 18 ذيقعده 26 اوت ، لغايت 8 ذيحجه 15 سپتامبر بود . اما نه به ترتيب صحيح بلكه مثل روزنامه‌هاى اروپا غيرمنظم و غيرمرتب . ايران ما سواى هجوم امراض و قشون انگليس گرفتار نان است و تمام مردم مشغول آن . به‌طورى كه نصف مقالات ايران منحصر به حكايت غله و تهيهء آن و نان طهران است . مردم از سال