تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5368

مساهمون:

ص٥٣٦٨
مرتعش و روى پا بند نمىشدند . چشمان ايشان معلوم بود وقايع هول‌انگيز ديده است زيرا انظارشان خيره و مثل آن بود كه تخم چشم حركت ندارد و با همين منظرهء هول‌افزا بود كه به واسطهء تاريكى شب صاحب‌منصبى كه مرا همراه آورده بود حكم به مراجعت نمودن من داد . ( پايان مقالهء روزنامهء ايران ) بعضى پاورقى جرايد مطالب قشنگ خوب دارد . افسوس از بس من در رونويس خرفت هستم تا حال ننوشته‌ام . ده ورق كتابت كنم سهل‌تر است تا يك صفحه رونويس كنم .

نامه‌هاى طهران

يكشنبه هشتم ذيحجه ، 23 سنبله - يك ساعت به ظهر مانده رضا بيك و اسمعيل قاطرچى كه همراه نواب عاليه شهر رفته بودند مراجعت كردند . رضا بيك چند مكتوب به دست من داد . يكى [ را ] كه مال آقاى عماد السلطنه بود به تاريخ سيم ذيحجه قبل از همه گشودم . بعد از مقدمات از كسالت حضرت اقدس و الا شرحى داده بودند كه مرا به كلى منقلب كرد ، طورى كه نتوانستم تتمه را قرائت كنم و پس از مدتى تفكر و خيالهاى بد با بيم و اميد زياد شروع به خواندن تتمهء مكتوب نمودم . هزار بار خدا را شكر مىكنم كه عاقبتش عجالتا به خير بود تا بعد خواست خدا و مشيت بارى تعالى چه باشد . عين عبارات مرقومه معمولا درج مىشود .

نامهء عماد السلطنه

بعد از حال و احوال‌پرسى و بعضى مطالب خارج . به‌هرحال از روز 18 ذيقعده احوال حضرت و الا به‌هم خوردگى پيدا كرده به اين معنى كه ركتوم ( يعنى مقعد ) بدون علت معين بيرون آمده و روز ديگر حكيم الدوله آن را جابجا كرد و اين اختلال باعث شد كه غدد زير مثانه ( پروستات ) ورم كرد و به اين علت شاش‌بند شدند كه روز ديگر با ميل نقره جبرا ادرار را درآوردند و از آن به بعد بايد با زور ميل ادرار بيايد ، يعنى با ميل لاستيك و اين عمل آنقدر ناراحت نيست و حاليه روزى سه مرتبه يعنى بيست و چهار ساعت دكتر على اكبر اعتماد مىآيد و ميل مىزند و بدون كمك ميل ادرار نمىآيد كه روزهاى اول هيچ نمىتوانستند خود را حفظ كنند . ولى حالا هفت ساعت هشت ساعت ادرار را حفظ كرده رنجى ندارد . پشت سر اين كار اسهال پيدا كردند و يكى دو مرتبه اسهال شديد بود ولى بالاخره كم شده اما نه آنقدر كه آزاد باشند . بلكه به فاصله‌هاى كم
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5368 | قهرمان ميرزا عين السلطنه