تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5365

مساهمون:

ص٥٣٦٥
فرونت جنگ فعلى مغرب كه چهار سال است تمام در حال ارتعاش دائمى است هر گوشهء آن يك منظرهء مختلف و از هر حالت آن هم يك سيماى عجيب و غريب مشاهده مىشود و در اين ميانه مختصر سكوتى كه بعد از يك حمله واقع مىشود بس جالب دقت و توجه است . متعاقب هر حمله بلافاصله چه در نزد فاتحين و چه در نزد مغلوبين يك انقلاب و برهم خوردگى هولناكى توليد مىگردد . نزد طبقهء اول يعنى فاتحين حرارت و هيجان ، نزد قسمت دوم يعنى مغلوبين دهشت و اضطراب . ليكن قيافه و سيماى هردو طبقه يك‌سان است و ظاهرا در صورت هردو قسمت جز بهت و انقلاب چيز ديگرى نيست ، زيرا فتح و ظفر با حالت سهمناكى كه در مقابل اوست غير از اضطراب و تشبح چيزى ايجاد نمىكند . مجروحين كثيرى كه با اعضاء قطع شده و با خونهائى كه از شرائين آنان جارى است در زير اقدام فاتحين مشغول ناله و جان دادن . اسرائى كه از خصم گرفته شده با حالت مبهوت به زانو درافتاده . منظرهء ديگر افواج تازه رسيده مشغول جاى گرفتن و حفر پناه‌گاه . توپ‌خانهء تازه رسيده مشغول جابجا شدن . تمامى اين حالت در ميان خرابه‌هائى كه در اثر بمباردمان قبل از حمله با شكل فجيعى منقلب و در هر گوشهء آن هزاران مقتولين ، هزارها اعضاء قطع شده و ابدان متلاشى گرديده و طبيعى است [ از ] چنين وضع و منظرهء منقلبى غالب بيش از مغلوب مبهوت و منقلب مىگردد . اتومبيل‌چى كه مرا تا خطوط آتش مىبرد به قدرى زمين از كثرت چاله‌هاى گلوله دستهايش را اذيت كرد كه خون جارى شد . ولى قدرى جلوتر راه تمام شد و اتومبيل شروع به حركت و سرگردانى در يك زمينى نمود كه از شدت بمباردمان هولناك شانه و شكم دريدهء توتيا شده و سوراخهائى مانند زخمهاى مهلك در سينهء زمين منظرهء فجيعى به وى مىداد . بمباردمان نوعى خطوط آهن را از هم دريده بود بعضى چنان از زمين برجسته بودند كه مانند دروازهء بزرگ اتومبيل از زير آن عبور مىكرد . قصبه‌اى كه جديدا از قشون دشمن پس گرفته بودند بمب و گلولهء توپ نوعى به وى بيداد كرده بودند كه جز چند سردابه و چاله و چند ديوارهاى سياه چيزى از آن باقى نمانده بود . در كنار توده‌هاى غم‌انگيز خرابه‌ها كه از بعضى از آنها هنوز دود بلند است دو سه نفر صاحب‌منصب زخمى و عده‌اى از سربازان كه رمقى از آنان باقىمانده مشغول بستن بودند و اعضاء قطع شده كه هنوز حفاران آنها را جمع و دفن نكرده بودند تا درجه‌اى مقياس شئامت‌كارى انسان و جنگ را درنظر مجسم مىساختند . هوا كه حكايت از مناظر مختلفهء يك حرب بزرگ گاهى بو الهوس‌تر و پرماليخولياتر از انسان