تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5369

مساهمون:

ص٥٣٦٩
بايد شكم كار كند آن هم خيلى كم . به‌هرحال اين بود مختصر احوال يعنى آنها كه بد بود . اما تب ندارند يا خيلى كم كه آن هم مىشود گاهى هيچ نباشد . سردرد ندارند . سينه و كبد و قلب تماما بىعيب است . اشتها آنقدرها ندارند اما نه آن‌كه هيچ غذا نخورند . تمام مشاعر و تمام حواس سر جا و صحيح [ است ] و ذره‌اى از كارها را فراموش نمىكنند ، اما راه نمىروند ، يعنى ميل ندارند و زياد هم نمىنشينند . اين مدت يك دفعه « اسكات » طبيب سفارت انگليس و چند حكيم ديگر « كنسولتاسيون » كردند و در مداوا كاهلى نشده تا خواست خداوند و قوهء طبيعت چه كند . الان شمران هستند و معين است كه به واسطهء كمى مراوده با عموم مردم و كمى نوكر و كارگر دستگاه منظمى موجود نيست ايشان كه اينطور بوده و هستند ، حال ما معين است چه قسم خواهد بود . منازل ما و ايشان در شهر و تجريش و غيره تماما بىاسباب و قابل نيست كه مهمان زياده پذيرائى شود . اين كاغذ را امروز كه تجريش آمدم در اينجا نوشتم كه تا در شهر براى شما بفرستم و از حقيقت مطلب درست مطلع باشيد و البته هروقت كاغذ رسيد عريضه عرض كنيد و عذر بخواهيد كه دير خبر داده‌اند و واقعا من كاهلى كردم از بس گرفتار هستم . خانمها عموما بسيار خوب پرستارى كرده و رفتار مىكنند ( مقصود صيغه‌هاى حضرت والاست ) . براى كارهاى شخصى حضرت و الا از شوكت خانم خيلى راضى است و متصل تعريف مىكند ، بلكه يك روز مىفرمود اگر خوب بشوم از اثر پرستارى و زحمت شوكت است و فوق العاده جان‌جان « 1 » را دوست دارند . الان عصر است مدتها با حضرت و الا صحبت كرده حكايت مىگفتم كه با حالتهاى طبيعى سلامتى ابدا فرق ندارند و اميد است انشاء اللّه رفع اين يكى مرض هم بشود و به كلى آسوده شوند ( مقصود اسهال است ) .

وصيت‌نامهء عز الدوله

امروز دوم ذيحجه حالت حضرت و الا بهتر بود . مدتى نشستند و در اين چند روز دو سه مرتبه حكايت وصيت‌نامه را فرمودند . امروز عرض كردم كه من با كمال دلتنگى و افسردگى بايد اين فرمايشات را تلقى كنم . ولى لازم مىدانم كه به خانم‌هاى همشيره هم فرمايشى بفرمائيد . آيا تاحال گفته‌ايد يا نه . فرمودند نگفته‌ام ترسيدم مرا اذيت كنند . عرض كردم لازم نبود بفرمائيد مطلب وصيت‌نامه چيست ، ولى لازم بود بفرمائيد كه
هامش
( 1 ) - جان‌جان كوچكترين دختر عز الدوله بود . ( مسعود سالور )