تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5363

مساهمون:

ص٥٣٦٣
ملت مزبور اين پيش‌آمد را بايد تهنيت گويد ( كه هرگز ممكن نخواهد شد ) . سپس در جريده اين‌طور مىنويسد كه : سفراى متفقين از مسكو خارج شدند و به‌سمت مورمان و در كانثرل رفتند . قونسلهاى آنان را لنين حبس كرد . كانثرل و مورمان در تصرف قواى جنگى فرانسه و انگليس است . در حقيقت روسيه اينك دواردو گرديده كه قسمتهاى عمدهء آن صرف‌نظر از محالى كه قبلا آلمانها متصرف شده بودند و مدتى است در دست آنهاست كه لهستان و ليتوانى و استونى و لتونى باشد ممالك ديگر مانند فنلاند و اوكرانى كه عنوان استقلال به خود گرفته‌اند باز در تحت نفوذ و اقتدار آلمان هستند . سواى اينها از پطروگراد تا سواحل شمالى بحر اسود تا سيبرياى غربى و درياچهء بايكال كه اسراى آلمان و اطريش در آنجا محبوس بودند و در تحت صاحب‌منصبان خود تجهيز شده است و با عساكر بلشويك‌ها در مقابل مخالفين و طرفداران متفقين و در تحت اختيار لنين مىباشند با آلمان همراه هستند قسمت شرقى سيبريا از ماوراء بايكال تا ولادى وستك و شمال روسيه و جنوب شرقى روسيه كه قفقاز و غيره باشد در تحت نفوذ و اقتدار متفقين است و چون تمام اسلحه‌اى كه امريكا در ولادى وستك وارد كرده بود به توسط متفقين بين مخالفين لنين و متحدين تقسيم شده است عجالتا در آن قسمت سيبريا پيشرفت با آنهاست و يكى از علل اعدام نيكلا همين مسئله بود كه مبادا او را نجات بدهند و يك اسباب كار عمده به دست متفقين بيفتد و براى همين مسئله است كه مىگويند دولت آلمان محرك [ است ] و از وقوع اين امر بىاطلاع نبوده است . هرقدر لنين طالب صلح باشد ناچار روسيه فديهء مقاصد ديگران گرديده است . اما براى كدام‌يك از دو دسته موفقيت در روسيه حاصل شود موضوع مهمى است كه آتيهء نزديك به ما معلوم خواهد نمود . علاقهء اين مخاصمه و ارتباط آن با مملكت بلاديدهء ما زياده از آن است كه قبلا تصور و پيش‌بينى شود ، مگر آن‌كه اين جنگ جديد و فرونت تازه خيلى از سرحدات مملكت ما دور شود . همان قسم كه در به دو جنگ متفقين و متحدين در ايران به رقابت هم و داخل نمودن ايران به جنگ حيله‌ها و دسيسه‌ها مىكردند و پولها مىدادند امروز اشد آن در روسيه جريان دارد و همان قسم كه آن‌وقت روسيه و انگليس در ايران نفوذشان بيشتر بود و آلمانها كمتر ، امروز در روسيه نفوذ آلمان بيش از نفوذ انگليس است . همان قسم كه ايرانى از روس و انگليس متنفر [ بود ] و ضديت باطنى داشت مىتوان گفت حال سكنهء روسيه هم نسبت به آلمان همان قسم است . سواى بولشويكهاى هرج‌و مرج‌طلب آدم‌كش غارتگر ساير عناصر و نژادهاى روسيه به متفقين خصوصا به فرانسه‌ها